رسانه ی پارسی زبان دکتر محمد حیدری ملایری

اخترشناس و اخترفیزیکدان نپاهشگاه پاریس

رسانه ی پارسی زبان دکتر محمد حیدری ملایری

اخترشناس و اخترفیزیکدان نپاهشگاه پاریس

شناخت نامه
رسانه ی پارسی زبان دکتر محمد حیدری ملایری

دکتر محمّد حیدری ملایری ، اخترفیزیکدانِ ایرانی نِپاهشگاه ( بر وزن نِمایشگاه/ رصدخانه ) پاریس یکی از دانشمندان سرشناس جهانی در رشته هایِ اخترفیزیک و اخترشناسی است . کشف ها و دستاوردهایِ ایشان شناخته ی دانشمندان و پژوهشگران جهان است . دکتر حیدری ملایری فزون بر اخترشناسی و اخترفیزیک فعالیت های گسترده ای در زمینه ی واژه سازی علمی فارسی و زبان شناسی دارند . دستاورد این فعالیت ها فراوا ( فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک ) است . در این فرهنگ سه زبانه ، زبان فارسی هم پایِ دو زبان تراز یک جهان ، فرانسه و انگلیسی ، به پیش می رود . دلیل این هم پایی که نشان دهنده ی توان زبان پارسی است پدیدآوردن راژمانی ( راژمان = سیستم ) گسترده از وندها و ستاک ها ، بهره گیری از زبان های مادر فارسی و نیز بهره گیری از گویش های ایرانی است . به زبان دیگر ، دکتر حیدری ملایری در فرهنگ خود توانایی زبان پارسی را به اثبات رسانده است . این وبلاگ نخستین و تنها رسانه ی پارسی زبان دکتر حیدری ملایری است . در واقع این بلوگ دالان ارتباطی دوستداران دکتر حیدری ملایری با ایشان است . تازه ترین وِتار ( مقاله ) های ایشان ، متن سخنرانی ها و ... در این مکان نشر داده خواهند شد .

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
واپسين ديدگاه ها
نویسندگان

این صفحه برای پاسخ به دیدگاه های کاربران راه اندازی شده است.


پرسش یکی از مخاطبان بلوگ :
اگر ممکن است از آقای دکتر بپرسید به جای gravastar چه واژه ای پیشنهاد می دهند؟


پاسخ دکتر حیدری ملایری :
من این ترم را در فرهنگ ندرآیانده ام چون بگرت gravastar پذیرفته ی اخترفیزیکدانان نیست و نکته های اوبازناک درباره ی آن بسیارند ؛ به احتمال درست نیست و باید آن را کنار گذاشت . به هر روی، این ترم کوتاهشده ی GRAvitational VAcuum STAR است . 

به فارسی : اخترِ تهیگیِ گرانشی

= گرانش -تهیگی -اختر

= گرتاختر

= gertâxtar


متن دیدگاه :
راجع به کتاب فرهنگ دکتر حیدری ملایری سوال داشتم .ایا این کتاب فرهنگنامه است یا واژه نامه ؟ و یا صرفا حاوی بررسی اتیمولوژیک واژه هاست؟ و اینکه این کتاب را از کجا میشود تهیه کرد ایا در بازار ایران موجود است/؟ با تشکر


پاسخ (مدیر بلوگ ) : کتابی تاکنون چاپ نشده است . تا آن جا که بنده می دانم قرار است  فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک ( یا به کوتاهی فراوا ) در آینده ی نزدیک در پاریس به چاپ برسد . ساختار کتاب هم به احتمال بسیار همانند ساختار فراوا خواهد بود . درباره ی دسترس بودن کتاب در ایران هم بدون شک کارهایی انجام خواهد شد . پاسخ کامل تر را در آینده در بلوگ منتشر خواهیم نمود .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------0----------

استاد لطفا بفرمایید ایا    واژه المانی   cogito  من می اندیشم دکارت ریشه  لاتین دارد ومعنی اصلی ان  تلنگر زدن وتکان دادن است ؟یا نه.نهایتا این واژه را از از نظر اتیمولوژی بر رسی کنید .با تشکر 

پاسخ :
cogito آلمانی‌ نیست لاتین است. co- پیشوند است و بخشِ دومِ آن از nescre میاید که با سِنتَن در فارسی همریشه است. بنگرید به cognition در فرهنگ. (دکتر حیدری ملایری)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دیدگاه یک:

با سپاس فراوان از توجه و پاسخگویی شما

به گمانم در زبان پارسی نگهداری را به جای واژه های keep و hold به کار میبریم

هرچند به جای این دو کرواز نیز کروازهای ساده و نیاو نداریم که در صورتیکه استاد پیشنهادی داشته باشند بسیار خوب خواهد بود. 
به جای کروازهای  prefer , let هم هرچه اندیشیدم چیزی به ذهنم نرسید سپاسگزار خواهم بود اگر این دو را نیز به ایشان اعلام کنید.
ازینکه پشت سرهم واژگانی را برای شما میفرستم بسیار پوزش میخواهم

پاسخ:
درود بر شما
keep و hold مفهوم های دیگری جز نگهداری را نیز می رسانند. برای نمونه جستجو در فرهنگ های لاتین برای واژه ی  hold، ما را به معناهایی چون « شامل، درک، حفظ، گرامی داشتن و دیگرها» می رساند. از این رو باید در گزینش هموگِ پارسی برای آن دقت نمود.
گردآوریِ فهرستی از واژه هایی که در فراوا وجود ندارند می تواند کمک بزرگی به دکتر حیدری ملایری باشد. از این رو سپاس از شما
واژه های درخواستی شما برای استاد ملایری فرستاده می شوند. ایشان نیز می کوشند انک اندک آن ترم ها را در فراوا درآیانند. باز هم سپاس



-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دیدگاه یک:

درود .در شیمی:فرایندهای شیمیایی که در آن یک اتم،یون یا گروهی از آن ها جایشان را با دیگری تغییر می دهند exchange می گویند.-ex "برون"،change "دگرش،دگریدن،دگر کردن یا شدن" به هر حال همیشه دگرشدگی به سمت بیرون روی میدهد مثلا در شیمی تا یک برون دگرش رخ ندهد جای اتم ها یا ذره ها عوض نمی شود.در بازرگانی هم چنین است تا برون دگرشی روی ندهد عمل جابجایی پول یا کلا رخ نمی دهد.پس بهتر نیست بجای ترم گهولش که بسیار سنگین و دور از ذهن است و شناس بسیار کمی برای پذیرش از سوی مردم را دارد مثلا از "برون دگرش" یا "دگرجایی" یا "جابجایی" برای exchange بکار گیریم.


در پاسخ به مهراطون ناظمی:

گمان نکنم "برون دگرش" بتواند مفهوم " جابه جایی گروهی از اتم ها یا یون ها" را برساند چراکه این واژه، در نگاه نخستین به معنای دگرشی است که در بیرون از جایی رخ می دهد. نکته ی دیگر آنکه ساخت جداشده های گوناگون از گهولیدن بسیار آسان تر از "برون دگرش" است. از دید گردانشی(صرفی) نیز کاربرد گهولیدن ساده تر و روان تر است(برای نمونه "می گهولد" بسیار آسان تر از "برون دگرش می یابد" یا "برون می دگرد" است).
مهم ترین نکته هم دقت واژه ها در زبان علمی است که از دید دکتر ملایری گهولیدن این کار را بهتر از برون دگرش انجام می دهد.


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دیدگاه یک:
درود

پرسشی داشتم.چرا در فرهنگ ریشه شناسی دکتر ملایری برای center برابرِ «مرکز» که خود واژه عربی است پیشنهادشده است(نیز کیان) .دردرایه هایِ پسین نیز همه با این واژه«مرکز» آمده است؟ آیا برابر و همسنگ این این واژه در زبان پارسی یافت نشده؟ برمن روشن نشده که چرا «مرکزیدن» بجای کرداره ی فارسی آمده؟ و چرا از «کیان» بهره نگرفته

پاسخ: دکتر محمد حیدری ملایری در فرهنگ خود به دنبال سره گرایی و سره نویسی نبوده و نخواهد بود چراکه مهم تر از پارسی بودن واژگان، دقت علمی و توانایی ترم ها در بازگویی مفهوم های دانشی است. شاید از دید دکتر حیدری ملایری، کیان دقت و توانایی بسنده برای بازگویی مفهوم center را نداشته است.

دیدگاه دو: با درود به استاد بزرگوار توتم یک واژه ی سرخپوستی است که از مدتی پیش به انگلیسی راه یافته با کمی دگریستن البته در انگلیسی جا خوش کرده است به فارسی هم وارد شده است این روزها با تابو هم می توان ایندو را شنید من برای هیچکدام برابری نمی توانم بسازم و یا بیابم شما برابری دارید که پیش بنهید ؟ با سپاس . دوستدار شما کیخا 


پاسخ: پیشنهاد دکتر حیدری ملایری به کاربردن همین دو واژه، یعنی توتم و تابو، می باشد.


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


دیدگاه یک:

درود:انطور که من از طریق آقای مهران سالاری در برگه ی فیس بوکیشان اطلاع یافتم هنوز دکتر ملایری برابر مناسبی برای telecommunication (مخابرات) که بتواند مفهوم زبان دانشیک در این رشته را بیان کنند نساخته اند.امید است که چنین شود.در ضمن بلوگ فعال باید بتواند به نیاز خوانندگانش به موقع جواب دهد وگرنه خواننده بعد از یکی دوبار سر زدن نا امید شده و برای همیشه با آن بلوگ خداحافظی می کند.و این از نظر رنکینگ برای موتورهای جستجو مهم است.با سپاس


پاسخ:

با درود
دکتر حیدری ملایری در پاسخ به درخواست این جانب( هم ارز پارسی برای واژه های communication و telecommunication) تنها برابر communication  را فرستادند که این بدین معناست که ایشان هنوز سرگرم ساختن برابر پارسی برای ترم telecommunication هستند. ارائه ی همدارگندن به جای telecommunication یا مخابرات لغزشی از سوی من بود که همین جا از تمامی دوستان پوزش می خواهم.
درباره ی بروز بودن بلوگ و پاسخدهی به مخاطبان هم پیشتر گفته ام که تا یک ماه دیگر درگیر آزمون های پایان ترم هستم و بیش از این امکان پاسخگویی ندارم. با پوزش 


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


دیدگاه یک:

مهندس گرامی آقای ذوالفقاری،ترم exchange که در متن های دانشی ما فسوسانه برابر عربی برایش گزیده شده است(تبادل) استاد انرا گهولش یا گهولیدن گذاشته اند و من چیزی دستگیر نشدم از این گزینش استاد.این دومین درخواست من درباره ی واژه است.


پاسخ از آقای مهران سالاری:

به گمانم پاسخِ آقای ناظمی روشن است.

گهولیدن از کردی گوهرتین / گوهر "تبادل"، در پارسی‌ میانه ویهیر "دگریدن، دگر کردن"، ویهیریشن "دگرکرد، دگرش"، پارسی‌ مانوی هَرگ "باج، کار، تلاش، عوارض"، از پوروا‌-ایرانی هر- "مبادله، تجارت، خراج پرداختن"

دیدگاه دو:

با سلام. لطفا بفرمایید مقاله هنر واژه سازی علمی در زبان فارسی از استاد حیدری ملایری تاریخ چاپ و منبع آن چه کتاب یا مجله ای است .برای ارجاع دهی آن در مقاله خودم نیازمند منبع و تاریخ این مقاله هستم.با تشکر


پاسخ:

مقاله هنر واژه سازی علمی در زبان فارسی از استاد حیدری ملایری بخشی از پیش گفتار " فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی" دکتر محمد حیدری ملایری می باشد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیدگاه یک :

درود

امروز یکی از دبیران زبان فارسی داشت از ناتوانی زبان فارسی برای واژه های بیگانه می گفت و شانسی واژه ی «مخابرات» را همانند آورد و گفت سال ها از آمدن دانش مخابرات به کشور می گذرد اما نتوانسته اند برابر پارسی برای آن پیدا کنند.امیدم به فرهنگ ریشه شناختی دکتر ملایری بود ولی فسوسانه چیزی یافت نکردم. همانگونه که می دانیم در دانشنامه علوم مخابرات این واژه Telecommunication می باشد. آن را این گونه شناسانده اند:
Telecommunications: Communicating over a distance. Use of wire, radio, optical or
other electromagnetic channels to transmit or receive signals for voice, video and data
communications
اگر شدنی است برای این واژه یک برابر پارسی برگزینید زیرا این واژه از مفاهیم بنیادی فیزیک است و با دانش فیزیک پیوند دارد و زاییده شده است.

پاسخ : پرسش شما برای دکتر حیدری ملایری فرستاده شده است. به زودی نوشتاری در همین زمینه بر روی بلوگ قرار خواهد گرفت.


دیدگاه دو :

 درود به مهندس ذوالفقاری . در مورد هرمنوتیک و یا تاویل به نگاه این کمینه همین واخنیدن را می شود به کار برد . زیرا تاویل به معنی به اول بردن است و هرمنوتیک هم که نام هرمس را در خود دارد شاید بشود همین واخنیدن را برای هرمنوتیک به کار ببریم . و اگر بنیاد بر گرایش استاد اینکار را نکنیم باید همین اکنون برای تاویل واژه ای بیابیم که از واخنیدن جداستان باشد. 

پاسخ : از آنجایی که در زبان دانشی می بایست برای هر مفهوم واژه ای ویژه داشته باشیم چنین کاربردی، دست کم در نوشتارهای علمی، درست و دقیق نمی نماید، چراکه دانش نیازمند زبانی دقیق است. زبانی که اندرزنش(تداخل)های معنایی واژگان در آن اندک و ناچیز باشد و هر واژه یک مفهوم ویژه را برساند.


دیدگاه سوم :

 با درود
از استاد ملایری خواهش می کنم به جای فعلهای زیر معادلهای پارسی مناسب را پیشنهاد دهند

wait, protect, support, maintain, suggest, change, feel, suppose

پاسخ : پاسخ شما بزودی برروی بلوگ قرار خواهد گرفت.


دیدگاه چهارم :

درود
مهراز ذولفقاری گرامی برخی از واژه ها به راستی نیاز به موشکافی و آنالس بسنده دارند مانند نامان که استاد برای مخرج کسر برگزیدند همچنین است گنارش برای مدیریت،فراشان برای پروژه.به روشنی آشکار است که اگر بیان این واژه ها بدون واکاوی باشد اراده ای برای کسانیکه دلباخته و آشق زبان پارسی هستند نمی ماند و خیلی زود دلسردی و پراکندگی بر اردوگاه دلباختگان به زبان گرانمایه پارسی رخنه خواهد کرد و کار به بیکارگی می گراید.اگر استاد ملایری این دانشنامه را به زبان فارسی روی رایاتار گذاشته بودند دلگرمی بیشتری پدیدار می گشت.با سپاس

پاسخ : پاسخ دکتر محمد حیدری ملایری در پیشگفتار فرهنگ اخترشناسی و اخترفیزیک:
صورت کنونی این فرهنگ به چند دلیل به زبان انگلیسی است. بسیاری کسان که به پارسی سخن نمی‌گویند می‌توانند به ازدایش (اطلاع)های اخترشناختی موجود در آن دسترسی داشته باشند. در واقع تصمیم به نوشتن به انگلیسی نتیجه‌ی بحث‌هایی است که نویسنده با همکاران اخترشناسش در نپاهشگاه (رصدخانه) پاریس داشته است. از سوی دیگر، داده‌های ریشه‌شناختی موجود در این اثر نیز می‌توانند برای زبان‌شناسان پیشه‌کار و دوستکاری که با پارسی آشنا نیستند مفید باشند. به هر حال، نویسنده شادمان است که دلبستگی‌اش را به اخترشناسی و ریشه‌شناسی با خوانندگان بیشتری به اشتراک بگذارد و بتواند همانندی‌های گوناگون زبان پارسی را با زبان‌های انگلیسی، فرانسه، و دیگر زبان‌های باختری نشان دهد.



ديدگاه ها  (۳۶)

درود

واژه های :
" پروا"   را به جای واژه   "caution"   به چمار احتیاط
 " پروامند "   را به جای   " cautious"   و
" پروامندانه"   را به جای   "cautiously"
 پیشنهاد می کنم

البته این واژه به چمار " بیم و ترس و باک و همچنین توجه و التفات " هم در متن های گوناگون آمده است

در صورتیکه استاد این پیشنهاد را نمی پسندند خواهشمندم واژه هموگ دیگری را پیشنهاد دهند.

با سپاس فراوان از شما
درود

به نگر استاد به جای کرواز " depend "  چه چیزی می توان نهاد؟

" وابستن" خوب است؟ در اینصورت به جای " dependable " " وابستنی" یا " وابسته پذیر " یا " وابستگی پذیر" کدام مناسب ترند؟
اگر هم استاد به جای Industry آنرا هموگ پرسون و دقیقی نمی دانند و چمار شغل و پیشه را مناسب تر می دانند می توان آنرا به جای واژه های job  یا career  به کار برد. به هر روی بجاست که پیش از ساخت نوواژها از واژگانی که داریم و موجود هستند بهره بریم و آنها را بزیوانیم.

سپاس از شما

با درود

افسوسمندانه در فرهنگ های پارسی مانند فرهنگ دهخدا ریشه  واژه ها نیامده است. فقط نوشته:

 

فیار که صنعت و شغل و عمل و کار و هنر باشد. و

پیاوار : رجوع شود به پیاوار

 

از آنجاییکه معنی شغل ، پیشه و هنر هم می دهد باز هر چه نگر استاد باشد. مثلا در شعر زیر:

مهر ایشان بود فیاوارم 
غمشان من به هر دو بگسارم .

 ظاهرا در این شعر معنی هنر و شغل میدهد

Industrial: فیاواری، پیاواری،  فیاوارال یا پیاوارال ( بنا بر روش استاد در فرهنگ اختر شناسی)

درود

به جای واژه Industry به چمار "صنعت" واژه  " پیاوار" یا " فیاوار" را که برگرفته از فرهنگ دهخداست می پیشنهم.

پیاوار: صنعت، هنر ، شغل
پاسخ:
ریشه ی پیاوار چیست ؟ industrial را چه ترجمه کنیم ؟
درود
از استاد خواهشمندم برای کروازها و واژه های زیر هموگ پیشنهاد دهند:

suspend- invest-require- customize- offer- prefer- provide- appropriate- serious-guarantee-immune-comfort- equip- attach- undertake-scheme- commit-penetrate- hamper-deploy-tamper- inherent- assist-reshape- afford-condemn -negligible- anticipate- - adjacent-  mitigate-  instigate- exonerate- disgust- stink -huge- strange- job- conspiracy- cruel- cite- passion- malicious- 
۰۱ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۲۸ چاپ مقاله اشراق
با تشکر از سایت مفیدتان واقعا جالب بود.
البته به نگرم " فرانهیدن یا فرانهادن" به جای offer مناسب تر است چون استاد " فرنه" را به جای purpose قرار دادند که گزینش زیبا و شایسته ای هم انجام دادند.
درود

آیا کرواز " فربردن" به جای prefer و " فرنهیدن یا فرنهادن" به جای offer میتوانند هموگهای مناسبی باشند؟

به سبک کار استاد ملایری برساخته و پیشنهاد شده اند. با بن مضارع "فربر" و " فرنه"

برای نمونه به جای ترجیح می دهم بگوییم " می فربرم"  یا به جای اینکه بگوییم این کار یا طرح را به شما offer  می دهم بگوییم این را به شما " می فرنهم"

با سپاس
با درود.

من در ویکی‌پدیای پارسی جستارهای گوناگونی را درباره‌ی گراف‌ها ویرایش می‌کنم. یکی از کمبودهای واژگانی در این زمینه برابر پارسی برای هم‌خانواده‌های واژه‌های maximum و minimum هستند. درست است که ما واژگان بیشینه و کمینه را برای واژگان یاد شده داریم، ولی من برابرهای خوبی برای maximal یا minimal یا maximizer یا دیگران نیافتم. سپاس گزارم اگر از دکتر ملایری درباره‌ی برابرهای این دست از واژگان پرسید.

با سپاس 
با درود و سپاس از پاسخ شما

نگر شما بسیار محترم و سپاکمند است.

اما به گمان من بهتر است کروازهای برساخته با پیشوندها و یا حتی کروازهای ترکیبی را به صورت یک کرواز ساده (بسیط) به کار ببریم. همانگونه که بهتر از من آگاهید کروازهای ترکیبی زایایی ندارند.
برای نمونه همین "توهم زدودن" را بهتر است به صورت بسیط به آن نگاه کنیم و بن مضارع آنرا " توهم زدا" و در حالت امر به کسی " بتوهم زدا" بگیریم.
آنگونه که شما فرمودید حالت امری را " توهم بزدا" بگیریم یعنی عملا به صورت کرواز ترکیبی به آن نگاه کنیم. و واژه "توهم" را به صورت ترکیبی با فعل بسیط " زدودن" به کار بریم. و مثلا در حالت صرفی بگوییم " توهم می زدایم" که دیگر اسپورانه کروازی ترکیبی خواهد بود نه بسیط.
می دانید که پراسه اصلی زبان پارسی کنونی همین کروازهای ترکیبی هستند که بیشمارند.
در مورد کروازهای با پیشوند برای نمونه " پیشنهادن" هم با همین راین به پندارم بهتر است در زمان صرف بگوییم " می پیشنهم" تا " پیش می نهم".

اگر به کرواز "پراکندن " بنگریم در حالت صرف می گوییم " می پراکند" نه "پرا می کند"
در زبانهای لاتین هم به همینگونه عمل می کنند. پس از اینکه با افزودن یک پیشوند به کروازی، کرواز دیگری ساخته می شود آن کرواز جدید هویتی مستقل و ناوابسته از کرواز پیشین می یابد و به اصطلاح پیشوند به خورد کرواز می رود و دیگر در هنگام صرف از آن جدا نمی شود.

برای پیشوندهای دیگر هم مانند " فر، فرا، فرو ، وا ... " هم به نگر بنده کمترین این روش بهتر خواهد بود.

امیدوارم در این کار پرارزشی که به همراه استاد انجام می دهید پیروز باشید. شادمان خواهم شد اگر نگر استاد ملایری را هم در این زمینه بپرسید و درج کنید.
پاسخ:
سخن شما درست، ولی به نظر من کروازهای مرکب هم یکی از ابزارهای زبانیک فارسی هستند که می توان در جای خود از آن بهره برد . برای نمونه همین پیش می نهم به جای می پیشنهم که اندکی دشوار می نماید . به سخن دیگر قرار نیست ریشه ی کرواز مرکب را در زبان فارسی بخشکانیم .
درود بر شما

از استاد ملایری خواهشمندم اگر وخت داشتند کمی درباره دشواری صرف برخی از کروازهای پیشنهادی در این واژنامه پادکام زیباییشان بیاستاهند.هرچند شاید ایشان در این زمینه با من ساچنده نباشند.

مانند توهم زدودن ، فرو پداکیدن .....
برای نمونه کرواز دستوری تو هم زدودن می شود "بتوهم زدا"  یا باید بگوییم " می فروپداکیدیم " که کمی دشوار است. شاید هم اگر زیاد به کار بریم عادت خواهیم کرد.

با سپاس بیکران
پاسخ:
درخواستتان را با ایشان در میان می نهم.
از دید من می توان به جای " بتوهم زدا " گفت " توهم بزدا "

ex- "out of" + norma "rule, norm":   enormous


بر همین منوال به روش دکتر ملایری واژه " زوهنجار" را می پیشنهم

زو (ex) + هنجار (norm)
پاسخ:

زوهنجار برای enormous خوب است. ( دکتر حیدری ملایری )
در فارسی بسیلری از واژگان به دلیل نزیکی معنایی به جای یکدیگر بکار مروند .نخستین بار شاید احمد کسروی به این مشکل اشاره کرده بود اما نمی دانم چرا هیچ کس به آن نمی پردازد .کاش استاد در این زمینه نیز میکوشیدند
با درود فراوان
بجای واژه مرکز (centre) می توان واژه "دل" را بکار برد. از این واژه در لری که لهجه ای از زبان کهن پارسی است استفاده زیادی می شود:
Who is in the centre?
"کی من دله (دل + ه)" 
"ه" کوتاه شده "هست" در فارسی گفتاری
من: در، تو...
با پوزش
استاد آوینیدن را به جای prove پیشنهاد کرده اند که من به جای watch  پیشنهاد کردم. لطفا در هنگام فرستادن به استاد آنرا از فهرست بزدایید.

به جای آن کرواز " هارشیدن (hareshidan)"  از زبان مازندرانی را پیشنهاد میکنم به معنای تماشا کردن و دیدن.

سپاس

با درود به آقای ذوالفقاری

پیشنهادهایی برای برخی از واژگانی که در فراوا نیستند برایتان ارائه کرده ام. امیدوارم سودمند و کاربردی باشند. لطفا برای استاد بفرستید و نگر ایشان را به من اعلام کنید. اگر استاد مایل به دریافت پیشنهاد نیستند یا وقتی برای پرهانش آنها ندارند لطفا به من بگویید.

به هر روی سپاسگذارم .

 

Love  :  فرزوشیدن ( farzushidan)

از واژه اوستایی : فْرَزوش= fra zush عاشق بودن، بسیار محبت ـ علاقه ـ دوست داشتن

...........................................................................................................

Invest  :  وستاییدن ( vastayidan)

به معنی سرمایه­گذاری کردن

از واژه اوستایی : وَستَ= vasta دارایی، پول، مال، ثروت

..................................................................................................................................................

Bury  : نیکندن (nikandan)

به معنی دفن کردن

از واژه اوستایی : نی کَن= ni kan دفن کردن، به خاک سپردن

در پهلوی هم نیکنتن گفته می­شده است.

.................................................................................................................

Promote :  1- فرمیاویدن  2- فرگامیدن

به معنی ارتقا یافتن یا ارتقا دادن

................................................................................................................

Encourage  :  فرتوییدن  (fartuidan)

از واژه اوستایی : فْرَتو= fratu تشجیع کردن، روحیه دادن

.......................................................................................................................

Watch : آوینیدن (avinidan)

به معنی تماشا کردن

.....................................................................................................................

Chapter : هات

به معنی هر فصل از کتاب

از واژه اوستایی : هائیتی= hãiti هات، فصل(برای کتاب)

.....................................................................................................................

Fake : میسنگی (misangi)

به معنی تقلبی

از واژه اوستایی : میثَنگْهْ= misangh دروغ، تقلب، نادرست

............................................................................................

Confidential : نیبرسی (nibersi)

به معنی محرمانه

از واژه اوستایی : نیبِرِثی= niberesi محرمانه، سری

 

به جای prefer " فربردن" یا " فردادن" را می پیشنهم.
به جای prevent می توان گفت " پیشگرفتن".
به جای threat (تهدید کردن) می توان کرواز پهلوی "پدیستن" را کاربست.
به جای accuse (متهم کردن) می توان کرواز پهلوی " ایراختن" با بن مضارع "ایراز" را به کار برد.
به جای leave " وانهادن" ،به جای prolong " فردرازیدن" ، به جای defer "وابردن"  به جای expire " سپریدن" و به جای tolerate " برتافتن"  را پیشنهاد می کنم.
درود

درباره ترجمه ماشینی پیشتر پرسیده بودم و استاد گفتند که چون اروپاییان و کلا غربیها آفریننده مفهومها هستند ما نمی توانیم مفهوم ها را از نو بیافرینیم و تنها واژگان را به پارسی برمی گردانیم. این در مورد مفهوم های بنیادی در دانش و فلسفه درست است اما برخی از واژگان بنیادی مانند ایده، اتم ، سوژه و .... نیستند اما ایشان باز هم به صورت ماشینی برگرداننده اند. مانند "هگرزکم" به جای nevertheless. بسیاری از واژگان لاتین مورد استفاده در زبان انگلیسی به کلی دگرش معنی داده و هیچ ربطی به معنی نخستین خود که بر مبنای اجزای سازنده ندارند و  معنایی کنونی آنها کلا چیز دیگریست. به نگر من برگرداندن جزء به جزء اینگونه از واژه ها درست نیست. برای نمونه واژه "ارزان " در پارسی امروز معنایی وارون معنای نخستین یافته و اگر یک فرد خارجی بخواهد آنرا از اجزای اولیه به زبان خود برگرداند روشن است که بی معنی و نابخردانه به نگر خواهد رسید. واژگان بسیاری در همه زبانها وجود دارد که بر اثر گذشت زمان معنی دیگری به جز معنی نخستین یافته اند. 
خواهشمندم پرسش مرا مطرح کنید.
باز هم می گویم شاید طرح پرسشهای اینچنینی از بیسوادی و کمی دانش من در زمینه زبان باشد. پیشاپیش از استاد پوزش می خواهم.  

پایدار باشید
با درود

استاد به جای install کرواز "درهیدن را پیشنهاده اند"
خواهشمندم از استاد بپرسید حالت امری این کرواز چیست؟ اگر به کسی بگوییم فلان نرم افزار را " درهه" یعنی نصب کن، آیا به نگر شما بسیار بر زبان دشوار نیست؟

اگر بن مضارع درست این کرواز "دره" باشد صرف آن در حالت مضارع خواهد شد می درهم ، می درهی .....
حالت محاوره ای آن خواهد شد می درهه!!

دانش زبانشناسی من به اندازه ای نیست که از کار استاد انتقاد کنم ولی اسپورانه روشن است که ایشان پروای چندانی به صرف کروازها ندارند و جا افتادن این کروازها در محاوره برایشان مهم نیست. از نگر من بدنیست که نیم نگاهی هم به زبان محاوره داشته باشیم. برخی از واژگان و به ویژه کروازهای برساخته ایشان بسیار زیبا هستند و به زودی در زبان فارسی رسمی و محاوره جای خودشان را باز می کنند ولی در مورد برخی کروازها به دلیل دشواری صرف فعل چندان امیدی به فراگیر شدن آنها حتی در زبان دانشیک و ویژسته ندارم. 

درخواستم از استاد اینست که بن مضارع کروازهای برساخته را اعلام کنند. برای نمونه سگرتیدن در هنگام صرف به صورت مضارع اخباری چه خواهد شد؟ بن مضارع آن "سگر" است یا "سگرت" ؟ "می سگرم" درست است یا "می سگرتم"؟
ازین دست کرواز در فراوا بسیار است که اگر بخواهید نمونه های دیگر را که بن مضارع مبهمی دارند یا صرف بسیار دشواری دارند را در دفعات پسین خواهم گفت.
با درود

فهرست دیگری از واژگانی که در فراوا نیستند را برایتان میفرستم

کرواز

Invest- afford- suspend- consul- equip- comfort- consist- invoke- tolerate- extinct- override- endure- reset- initiate- authorize - obey- attach- detach- undertake- deploy- obstruct- intervene- anticipate- condemn- turn on- turn off- turn up- turn down

دیگرواژگان

Default- trouble- foreign- negligible

حرف

Thus- due to

 

Extinct  به معنی "منقرض شدن " در فراوا نیست و تنها هموگ آن برای خاموش کردن آمده است.

در پهلوی به جای consult(مشاوره دادن) "سوباریدن" به کار می­رفته است.


با سپاس

برای کرواز provide خودم "فراهمیدن" یا " فروینیدن" را می پیشنهم.

provide= pro+ videre به معنی فراتر را دیدن و برای کاری در آینده موارد مورد نیاز را فراهم کردن و تهیه کردن ملزومات یک مساله

فروینیدن= فر+ وینیدن یعنی دیدن
پاسخ:
فروینیدن پیشنهاد زیباییست آن را برای استاد خواهم فرستاد
با درود و سپاس

در فهرست واژگانی که فرستادم لطفا هنگام فرستار به استاد collect  را از بخش کرواز و instance را از بخش واژه بزدایید زیرا که در فراوا وجود دارند دیگر واژگان باز گرشی نیستند. لطفا کرواز register را جایگزین کنید .

در پهلوی به جای trust  اپستام (apestam) میگفتند ولی به گمانم اپستامیدن به چمار اعتماد کردن شاید کمی دشوار باشد، باز نگر استاد هرچه باشد.

به جای کرواز respect (احترام گذاشتن) در پهلوی فرنامیتن (farnamitan) این چم را داشته اما این کرواز معنی های دیگری هم دارد. نمیدانم  استاد این را می پذیرند یا نه.
کرواز زیبای اهرافتن (ahraftan) معنی بالابردن و بلند کردن را داشته که پیشنهاد میکنم به جای lift یا elevate  برگزیده شود. البته استاد به جای ابزار lift در فراوا "بالابر" را نهاده اند.
در دفعات پسین چند کرواز پهلوی که می پندارم میتوان دوباره آنها را زیواند و تلفظ ساده تری دارند را برایتان می فرستم.

خسته نباشید. خداوند بپایادتان
پاسخ:
سپاس از شما
با درود و سپاس

در فهرست واژگانی که فرستادم لطفا هنگام فرستار به استاد collect  را از بخش کرواز و instance را از بخش واژه بزدایید زیرا که در فراوا وجود دارند دیگر واژگان باز گرشی نیستند. لطفا کرواز register را جایگزین کنید .

در پهلوی به جای trust  اپستام (apestam) میگفتند ولی به گمانم اپستامیدن به چمار اعتماد کردن شاید کمی دشوار باشد، باز نگر استاد هرچه باشد.

به جای کرواز respect (احترام گذاشتن) در پهلوی فرنامیتن (farnamitan) این چم را داشته اما این کرواز معنی های دیگری هم دارد. نمیدانم  استاد این را می پذیرند یا نه.
کرواز زیبای اهرافتن (ahraftan) معنی بالابردن و بلند کردن را داشته که پیشنهاد میکنم به جای lift یا elevate  برگزیده شود. البته استاد به جای ابزار lift در فراوا "بالابر" را نهاده اند.
در دفعات پسین چند کرواز پهلوی که می پندارم میتوان دوباره آنها را زیواند و تلفظ ساده تری دارند را برایتان می فرستم.

خسته نباشید. خداوند بپایادتان
پاسخ:
درود
Respect
بنگرید به

http://dictionary.obspm.fr/?formSearchTextfield=%D8%B3%D9%BE%D8%A7%DA%A9&formSubmit=Search&showAll=1

وجود ایستگاه هوایی و ماهواره ها و ترافیک انوار مادون قرمزبین زمین و فضا  چه تاثیری بر ارتباطات زمین و ماه و زمین و سایر اجرام  فضایی دارد؟ آیا هارپ و کاربرد ان میتواند تعادل موجود زمین و سایر اجرام را مغشوش کند؟ 
مهین 
با درود فروان بر شما و استاد گرامی
در راستای ایجاد فهرستی از واژگانی که در فراوا نیست کوشیده ام آنهایی را که به صورت روزمره در زندگی و همینطور کارم به آنها برخورد میکنم و هموگ مناسبی برایشان نمی یابم گردآوری کنم و هرزگاهی برایتان بفرستم. اسپورانه آگاهم که شاید این کار با این روش چندان مناسب نباشد چون اگر همه مخاطبان بخواهند اینگونه عمل کنند برای شما ایجاد دردسر میکند. با این وجود از شما صمیمانه خواهش میکنم این واژگان را برای استاد بفرستید چون می پندارم واژگانی هستند که با وجود کاربردهای روزانه کمتر به آنها توجه می شود.برخی از کروازها در متن های تخصصی تر کاربرد دارند. از آنجاییکه برخی از اینها کمتر به اخترفیزیک مربوط می شوند پیشنهاد میکنم استاد فرهنگ دیگری را نیز به صورت یک فرهنگ عمومی زبان پارسی ایجاد کنند تا برای واژگان عمومی هم چاره جویی شود. احساس میکنم نسل ما انگیزه و علاقه کافی برای ارتقا و پیرایش زبان پارسی دارد.

کرواز

Agree-trust-meet-follow-call-learn-visit-leave-Improve-provide-fail-lead-bore-check- cross-repair- reshape-prevent-spy- attain- retain- obtain-implement-terminate-avoid-impose- introduce-lock-knock-travel-assert-minimize-locate-deliberate-promote-compromise- trade off-ensure-thrive-boom-tempt-infect-inflict-exile-exonerate-surrender-illustrate-constitute-inspect-reveal-prohibit-exploit-poss-attempt-collect-incorporate-routing-remedy-exhaust

حرف

As-rather-while-via-such as-during-among-around-along-across-several-in order to- according to- almost- therefor-further

واژه

Immune-security-sure-emergency-essential-obstacle-slightly-scheme-instance-excellent-legal-issue-school-area-region-sorry-vital-nonstop-confidence-chapter-


سپاس بیکران از شما و استاد ملایری عزیز

پاسخ:
درود بر شما
کارتان بسیار نیک و پسندیده است و البته مایه ی شادمانی و دلگرمی ما
واژه هایی که می فرستید در پایان هر هفته برای استاد فرستاده می شود. دردسر هم نیست بلکه وظیفه ی ماست در برابر زبان و فرهنگ و نیاکانمان
درباره ی گسترش واژه نامه هم با شما همداستانم. البته فراوا هم اکنون هم از حد و اندازه ی یک فرهنگ اخترفیزیک و اخترشناسی فراتر رفته است و از دید من بهتر است به آن بگوییم «فرهنگ ریشه شناختی دانشی پارسی»
دیدگاه های شما مایه ی دلگرمی ماست. پیروز باشید.
با درود
از کروازهایی که دیروز نوشتم  استاد برای please "آزوشیدن" را پیشتر در فراوا نهاده بودند.

با پوزش
 درود دوباره 
خسته نباشید. برخی دیگر از کروازهایی که هیچ همگ مناسبی برایشان نیافته ام را آورده ام تا شاید اگر استاد وقت داشتند درباره آنها بیاندیشند. واژه های اینگونه بیشمارند و از حوصله و وقت استاد بیرون هستند و بایسته است تا ایشان همکارانی که دانش مورد نیاز را دارا هستند داشته باشند تا به ایشان یاری برسانند. به هرحال من هر چند وقت واژه ها را برایتان می فرستم شاید سودمند باشد. امیدوارم مرا ببخشایید.

Use- Expire- warn-care - make -caution -Dedicate - devote- notify - belong- remember- discriminate - listen- receive- deliver-enjoy - defeat- corrupt - pacify - desire- expertise -specify - train(آموزش دادن) -happen – coach- defend

البته در پهلوی مثلا به جای listen "گوشیتن" میگفتند. یا به جای warn شاید بشود گفت "هشداریدن" یا "هشداراندن". یا به جای  care گفت " پرواییدن" یا به جای defend " پدافندیدن" به کار برد.

در پهلوی به جای remember " ایاستن" به کار میرفته که استاد " ایاتیدن" را به جای mention به کاربرده و باید واژه دیگری برگزید.

به پندارم در پهلوی به جای enjoy هم " هونیاکیتن" استفاده میشده.

به جای use  شاید میشد گفت " کاربردن"

بایسته میدانم که تاکید کنم که برخی از هموگها هنگام صرف بسیار دشوار می­شوند که باید به این نکته توجه کرد.

برای نمونه  صرف سگرتیدن، واگتیدن، توهم زدودن،واهماگیشیدم ...... کمی دشوار به نظر میاید.

مثلا می واهماگیشیدم ، می واهماگیشیدی ..........

 

البته (به جای البته هم واژه ای نداریم!!!) نظر استاد حتما چیز دیگریست و دانش ایشان در این زمینه هزاران برابر دانش من است.

 

شاید اشکال از دستگاه صرفی فارسیست که تنها با زیباترینها سازگار است. و شایدیکی از دلایل روایی کروازهای ترکیبی در فارسی اینست. شادمان خواهم شد اگر با استاد در این زمینه صحبت کنید.

راستی در پهلوی به جای(صحبت کردن) talk به گمانم " واژیدن " میگفتند!!!

با سپاس فراوان از شما دوست گرامی

درود 

خواهشمندم  بجای نظرات، دیدگاه ها؛ بجای ارسال، گسیل یا فرستادن؛ بجای قبلا، پیشتر، بجای لطفا، خواهشمندیم، بجای ابتدا، نخست یا در آغار، بجای در غیر این صورت، وگرنه؛ و بجای ثبت نام، نام نویسی بنویسند. سپاسگزارم
پاسخ:
درود بر شما
و سپاس از دیدگاه های دلگرم کننده ی تان
استاد آشوری پسوند «ایّت» در مدرنیت را هند-و-اروپایی می دانند و از این رو ساخت واژگانی چون مدرنیت را مجاز. این در حالی است که ما واژه ی زیبای نوین را در برابر مدرن و نوینی را در برابر مدرنیت داریم.
درباره ی ساخت ستاک هایی چون برقیدن باید بگوییم که این کار در زبان پهلوی انجام می شده است اما نه با واژگان ناپارسی. در فارسی دکتر مصاحب و گروهش نخستین با از این توانایی و امکان فراموش شده ی فارسی بهره جستند و ستاک هایی چون یونیدن، آبیدن و برقیدن را پدید آوردند. این سازوکار به زبان پارسی آسیبی نخواهد زد بلکه به توانمندی آن کمک خواهد نمود.
با سپاس فراوان از توجه و پاسخگویی شما
به گمانم در زبان پارسی نگهداری را به جای واژه های keep و hold به کار میبریم

هرچند به جای این دو کرواز نیز کروازهای ساده و نیاو نداریم که در صورتیکه استاد پیشنهادی داشته باشند بسیار خوب خواهد بود. 
به جای کروازهای  prefer , let هم هرچه اندیشیدم چیزی به ذهنم نرسید سپاسگزار خواهم بود اگر این دو را نیز به ایشان اعلام کنید.
ازینکه پشت سرهم واژگانی را برای شما میفرستم بسیار پوزش میخواهم
پاسخ:
درود بر شما
keep و hold مفهوم های دیگری جز نگهداری را نیز می رسانند. برای نمونه جستجو در فرهنگ های لاتین برای واژه ی  hold، ما را به معناهایی چون « شامل، درک. حفظ، گرامی داشتن و دیگرها» می رساند. از این رو باید در گزینش هموگِ پارسی برای آن دقت نمود.
گردآوریِ فهرستی از واژه هایی که در فراوا وجود ندارند می تواند کمک بزرگی به دکتر حیدری ملایری باشد. از این رو سپاس از شما
واژه های درخواستی شما برای استاد ملایری فرستاده می شوند. ایشان نیز می کوشند انک اندک آن ترم ها را در فراوا درآیانند. باز هم سپاس

 

از استاد ملایری خواهش میکنم با توجه به دانش بالای زبانشناسی و شناخت گویشها و زبانهای باستانی تنها بسنده به برابرسازی برای واژگان مطرح در زمینه اخترفیزیک نکرده و برای واژگان دیگر به ویژه کروازهای پرکاربرد که در پارسی هموگ ترکیبی دارند و مایه نازایی زبان شده اند نیز جایگزین پیشنهاد کنند. من چند کرواز را در بالا آوردم که گفتید درخواستم برای ایشان فرستاده شده است. چند نمونه دیگر را هم اینجا آورده ام

offer-convince- persuade-watch-satisfy-illustrate- succeed- talk-achieve-obtain-obstacle-defend-attack و بسیاری دیگر .....

 

درخواستم از ایشان اینست که به آسان بودن صرف کروازها بیشتر توجه کنند شاید که روزی حتی در زبان روزمره نیز پذیرفته شوند.

 

خواهش میکنم پاسخ ایشان به این انتقاد برخی که می­گویند "برگردان ماشینی و جزء به جزء کروازهای لاتین که برخی به کلی دگرش چم در زبان اصلی پیدا کرده اند و معنی کنونی آنها ربطی به اجزای سازنده ندارند درست نیست" را در این سایت قرار دهید.

آرزوی تندرستی و کامکاری برای ایشان ، شما و همه زحمتکشان این کار بزرگ را دارم

 

با سپاس فراوان

پاسخ:
درود بر شما
واژه هایی که پیشتر به دنبال هموگِ آن ها بودید در پاسخ دیدگاه پیشین شما آمده است. اگر واژه ای را می فرستید پس از چندی در فراوا (فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک) آن را جستجو کنید. چرا که شاید دکتر حیدری ملایری برابری برای آن پیش نهاده یاشد (واژه هایی که در فرهنگ وجود ندارند اندک اندک به آن افزوده می شوند).
protect : نگهداری
support : ایربرش ( ایر = sup، برش (بردن) --- زیر حمایت بردن)
suggest = پیشنهاد
suppose = انگاشتن
feel = سهش
change = دگرش
درباره ی ترجمه ی ماشینی هم بزودی وتاری در تارنما قرار خواهد گفت.

۰۹ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۱ مهاطون ناظمی
درود .در شیمی:فرایندهای شیمیایی که در آن یک اتم،یون یا گروهی از آن ها جایشان را با دیگری تغییر می دهند exchange می گویند.-ex "برون"،change "دگرش،دگریدن،دگر کردن یا شدن" به هر حال همیشه دگرشدگی به سمت بیرون روی میدهد مثلا در شیمی تا یک برون دگرش رخ ندهد جای اتم ها یا ذره ها عوض نمی شود.در بازرگانی هم چنین است تا برون دگرشی روی ندهد عمل جابجایی پول یا کلا رخ نمی دهد.پس بهتر نیست بجای ترم گهولش که بسیار سنگین و دور از ذهن است و شناس بسیار کمی برای پذیرش از سوی مردم را دارد مثلا از "برون دگرش" یا "دگرجایی" یا "جابجایی" برای exchange بکار گیریم.
۰۵ تیر ۹۳ ، ۰۰:۲۰ مهراطون ناظمی
آیا استاد نظری درباره ی xene ندادند
۰۴ تیر ۹۳ ، ۰۳:۲۷ مهراطون ناظمی
با درود آیا برابری برای پسوند xene- "بیگانه،مهمان،اجنبی" وجود دارد.به مهر
۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۵:۱۱ دکتر امین کیخا
با درود به استاد بزرگوار من بدنبال ساختن لغتی برای نثر بودم چون prose معنی یکراست و بی پیچ و تاب را می داد و نیز نثر معنی گسیخته و گسترده همیشه گرفتار یک گزینش خوش تراش و پذیرفتنی بودم برای نظم لغت سرواد را که داریم .آیا با پروا به اینکه شما برای describe لغت واویسیدن را گزیده اید می شود من ویساد را برای نثر بگزینم ؟ ویساد از همان ویسیدن و بر ساخت همان پاساد به معنی محافظت و نیز نیواد به معنی شجاعت گزیده شده است . دوست دارم نگاه شما را بدانم پیشاپیش سپاسگزارم . دوستدار شما . کیخا 
۱۵ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۲۴ دکتر امین کیخا
با درود به استاد بزرگوار توتم یک واژه ی سرخپوستی است که از مدتی پیش به انگلیسی راه یافته با کمی دگریستن البته در انگلیسی جا خوش کرده است به فارسی هم وارد شده است این روزها با تابو هم می توان ایندو را شنید من برای هیچکدام برابری نمی توانم بسازم و یا بیابم شما برابری دارید که پیش بنهید ؟ با سپاس . دوستدار شما کیخا 

فرستادن ديدگاه

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">