رسانه ی پارسی زبان دکتر محمد حیدری ملایری

اخترشناس و اخترفیزیکدان نپاهشگاه پاریس

رسانه ی پارسی زبان دکتر محمد حیدری ملایری

اخترشناس و اخترفیزیکدان نپاهشگاه پاریس

شناخت نامه
رسانه ی پارسی زبان دکتر محمد حیدری ملایری

دکتر محمّد حیدری ملایری ، اخترفیزیکدانِ ایرانی نِپاهشگاه ( بر وزن نِمایشگاه/ رصدخانه ) پاریس یکی از دانشمندان سرشناس جهانی در رشته هایِ اخترفیزیک و اخترشناسی است . کشف ها و دستاوردهایِ ایشان شناخته ی دانشمندان و پژوهشگران جهان است . دکتر حیدری ملایری فزون بر اخترشناسی و اخترفیزیک فعالیت های گسترده ای در زمینه ی واژه سازی علمی فارسی و زبان شناسی دارند . دستاورد این فعالیت ها فراوا ( فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک ) است . در این فرهنگ سه زبانه ، زبان فارسی هم پایِ دو زبان تراز یک جهان ، فرانسه و انگلیسی ، به پیش می رود . دلیل این هم پایی که نشان دهنده ی توان زبان پارسی است پدیدآوردن راژمانی ( راژمان = سیستم ) گسترده از وندها و ستاک ها ، بهره گیری از زبان های مادر فارسی و نیز بهره گیری از گویش های ایرانی است . به زبان دیگر ، دکتر حیدری ملایری در فرهنگ خود توانایی زبان پارسی را به اثبات رسانده است . این وبلاگ نخستین و تنها رسانه ی پارسی زبان دکتر حیدری ملایری است . در واقع این بلوگ دالان ارتباطی دوستداران دکتر حیدری ملایری با ایشان است . تازه ترین وِتار ( مقاله ) های ایشان ، متن سخنرانی ها و ... در این مکان نشر داده خواهند شد .

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
واپسين ديدگاه ها
نویسندگان

۴۳ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

چرا به واژه‌های «ازداییدن» و «ازدایش» نیاز داریم؟

(این مقاله را استاد محمد حیدری ملایری نخستین بار برای نشر در این بلوگ فرستاده اند.با سپاس فراوان از این دانشمند بزرگ ایرانی)

محمد حیدری ملایری

(نپاهشگاه پاریس)

نوامبر 2013

 

دانش از مفهومها ساخته شده و مفهوم با «تَرم» [=اصطلاح] بیان میشود. دانشها و فلسفههای نوین همگی در بستر زبانهای اروپایی پدید آمدهاند و در اصل با واژههای این زبانها (بیشتر انگلیسی، فرانسه، و آلمانی) بیان میشوند. برای فهمیدن این دانشها شناختن تَرمهای آنها بایسته است، خواه به زبان اصلی، خواه به زبان فارسی. در جایی دیگر آروزیدهایم [=استدلال کردهایم] که فارسی میتواند و باید بتواند تَرمهای دانشهای نوین را به زبان خود بیان کند (در اینجا به گسترش این موضوع نمیپردازیم). نیاز به گفتن ندارد که گزینشِ برابرِ مناسب برای هر ترم نیازمند این است که همهی جنبههای زبانی و دانشی مفهومی را که تَرم نمایندهی آن است خوب بشناسیم.

در این یادداشت کوتاه به مفهوم information میپردازیم که موضوع اصلی نگره [=نظریه]ی اطلاعات است. این نگره شاخهای است از ریاضیات کاربردی، مهندسی برق، بیوانفورماتیک (زیست-ازداییک) و دانش رایانگر (computer science). در این نگره، اطلاعات کمیتی است که میتوان آن را اندازه گرفت. برای اندازهگیری اطلاعات از مفهوم درگاشت (entropy) استفاده میکنند که مبحثی است در گرماتوانیک (ترمودینامیک). افزار ریاضی لازم برای مطالعهی نگرهی اطلاعات حساب احتمال و آمار است.

در زبان انگلیسی واژهی information اسم مصدر فعل to inform است که نخست به معنا و ریشهی آن میپردازیم.

 

معنا و ریشهی to inform

1) دانا کردن یا دادن شناخت دربارهی موضوع، مطلب یا بودهای

2) آگاه کردن از رویداد یا اوضاعی. در این معنا بیشتر به «خبر» نزدیک است.

در انگلیسی نو این واژه از informen در انگلیسی میانه میآید که خود از فرانسهی کهن enformer از لاتین informare «شکل دادن، دیسیدن، تشکیل دادن اندیشه در ذهن»، از پیشوند in- «در» و forma «دیسه، شکل» ساخته شده است. این واژهی لاتین را نخستین بار نویسندگان رومی سیسرون (Ciceron یا کیکرو، سدهی یکم پیش از میلاد) و آوگوستینوس (Augustinus، سدهی چهارم میلادی) در شرح نگرهی «مُثُل افلاتون» به کار میبرند. به ویژه سیسرون از informare برای بیان مفهوم prolepsis در یونانی (به خط یونانی: πρόληψις) به معنای «دریافت بنیادی، اندیشهی عام» استفاده میکند که یکی از سه معیار شناختشناسی در فلسفهی اپیکور است. در سدههای میانه این واژهی لاتین از متنهای فلسفی رخت برمیبندد و در سدهی پانزدهم م. به صورت اسم مصدر information و با بار تازهای در زبان فرانسه ظاهر میشود به معنای «پژوهش، آموزش، عمل انتقال دانش».

 

اطلاعات در دانش امروزی

چنان که اشاره شد، مفهوم اطلاعات هم اکنون در رشتههای گوناگون دانش (ریاضیات، فیزیک، رایانگرها، زیستشناسی، نوروفیزیولوژی، روانشناسی و دیگرها) و دانشهای انسانی (زبانیک، منطق، فلسفه) جایگاه بسیار مهمی دارد. به طور کلی، اطلاعات سنگ بنای فراروند دستیابی به «شناخت» (knowledge) است. این مفهوم دربردارندهی دو مفهوم دیگر یعنی «بوده یا باشا» (fact) و «ارتباط یا انتقال» است. اطلاعات در مقایسه با شناخت، تکه تکه و جزجز، گاه به گاه، گذرا، یا حتا زودگذر است. حال آن که شناخت ساختارمند، همدوس، عام و دیرپا ست.

وارد شدن در جزییات مفهوم اطلاعات در دانشهای گوناگون بیرون از حیطه‌ی این یادداشت است. در اینجا تنها به سادگی اشاره میکنیم که اطلاعات عبارت است از رشتهای نشانه یا نماد که دربردارندهی پیامی هستند. در نگرهی اطلاعات، اطلاعات به خودی خود وجود ندارد، بلکه درون چیزی نهفته است و به گونهی رمز منتقل میشود. از آنجا که اطلاعات دستخوش ناتاشیگی (uncertainty) و کاتورگی (randomness) است، برای بررسی آن کاربرد حساب احتمال و آمار ضروری است.

 

ناتوانی واژهی «اطلاعات»

در فارسی برای مفهوم information بیشتر واژهی «اطلاعات» را به کار میبرند. برای فعل آن هم «اطلاع دادن، مطلع کردن، آگاه کردن» به کار میرود، که مصدرهای مرکب اند (در فارسی آگاه و آگاهی معناهای بسیاری دارند). مصدرهای مرکب دست و پاگیر اند و از نرمش کافی برای ساختن جداشدههای ساده در زبان دانشیک بیبهرهاند. ناتوانی دیگر واژهی «اطلاعات» این است که از حیث معنا ناجنبا، لَخت، و بیکنش است، زیرا بازگوی عمل «اطلاع رساندن، اطلاع گرفتن» نیست. واژهی information در انگلیسی و فرانسه واژهای است پویا، زیرا اسم مصدر است و بیانگر کنش، هم چنان که در فارسی اسمهای مصدر کنش را میرسانند: کوشش، گسترش، کاوش، جهش، تپش، و بسیاری دیگر. در دادهآمایی و بازیافت اطلاعات، با فشردن (تَنجیدن) و بازگشودن دادهها سروکار داریم. واژهی «اطلاعات» توانایی نشان دادن این جنبندگی و پویایی را ندارد. «اطلاعات» یعنی تودهای «اطلاع». اگر بخواهیم از عربی استفاده کنیم، برابر دقیقتر برای information «اطلاع، اطلاعرسانی، اطلاعگیری» است که عبارتی است طولانی و ناکارآمد در زبان دانشیک. حتا در بسیاری موردها به جمع «ـات» هم نیازی نیست.

از سوی دیگر، information نام معناست و مفهومی پایهای. زبانی که میخواهد بر پای خود بایستد، باید بتواند مفهومهای معنا را با واژهها و قاعدههای دستوری خود بیان کند، آن هم به گونهای کارآمد.

 

ریشه و معنای «ازداییدن» و «ازدایش»

با توجه به نارسایی «اطلاعات»، فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی و اخترفیزیک، برابرهای زیر را به کار میبرد:


       


تَرم پارسی تَرم انگلیسی
ازداییدن to inform
ازدایش information
ازداییک informatics

              

   

به نظر میرسد که برابرهای «ازدا» و «ازداییک» را نخست بار استاد دکتر میرشمسالدین ادیب سلطانی به کار برده باشد.

«ازداییدن» از فارسی میانه azd «اطلاع، اعلام، معلوم، دانسته» و azdēnidan «اطلاع دادن، آگاه کردن»، از فارسی باستان azdā «دانسته» و اوستایی azdā «دانسته، معلوم» میآید. این واژه در سُغدی هم هست: azd «آگاهیده، دانسته» و از فارسی میانه در ارمنی به وام گرفته شده است. همریشه است با سنسکریت addhā «آشکارا، به راستی»، addhāti «دانا». توجه کنید که ما در فارسی میانه برای این مفهوم حتا مصدر بسیط هم داشتهایم: azdēnidan!

کاربرد «ازدایش» برای information زندگی را آسانتر میکند، زیرا به تنهایی همهی معناهای عبارت زمخت «اطلاع، اطلاعات، اطلاع رسانی، اطلاع گیری» را دربردارد. فزون بر این، فارسی از فعل بسیط «ازداییدن» برخوردار میشود که به آن سخت نیازمند است. این گزینش، هم چنین به ما امکان میدهد برای informatics (ازداییک) و رشتههای وابسته به نگرهی ازدایش برابرهای توانا و زیبایی داشته باشیم.

البته این به معنای آن نیست که ما واژهی «اطلاع» را به دور میاندازیم. وقتی مولوی را میخوانیم:

 

طَمع لوت و طَمع آن ذوق و سماع                 مانع آمد عقل او را ز اطلاع

 

یا این بیت اسیر لاهیجی را:

 

واعظ نادان چه گویداز جمال روی دوست؟        چون به سرّ این سخن هرگز نبودش اطلاع


باید معنای این واژه را برای لذت بردن از ادبیات کلاسیک فارسی بدانیم.

با این همه، ما در تَرمشناسی «ازداییدن» و «ازدایش» را برتری میدهیم زیرا چکشخوارتر و نرمشپذیرتر اند. توانمندسازی فارسی برای مفهومهای دانش نوین نیازمند این گونه کوششها است. فارسی ادبی، کلاسیک، یا معیار به تنهایی ناتوان از برآوردن نیازهای امروزین ماست. ما در اکنون و آینده زندگی میکنیم نه برای گذشته. برای ازدایش از مفهومهای وابسته به این موضوع میتوانید به فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی و اخترفیزیک درآیههای زیر نگاه کنید:

      

نگره ی ازدایش                                                      information theory

ازداییک                                                                              informatics

تشنیک شناسی ازدایش                                information technology

پَربَنه ی ازدایش                                               information content

درگاشتِ ازدایش                                                  information entropy

تَچانِ ازدایش                                                              information flow

درگاشتِ شانون                                                       shannon entropy

ازداسپهر                                                                             infospere

۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۲ ، ۲۰:۳۲
مجتبی ذوالفقاری

یکی از پیشنهادهای جالب دکتر محمد حیدری ملایری در فرهنگ ریشه شناختی خود،پیشنهاد واژه ی سیت(sit) به جای سایت (site)است.این واژه از آنجایی که از دید آوایی به واژه ی انگلیسی نزدیک است و نیز کوتاه تر،بخت بسیاری برای همه گیر شدن دارد.

و اما تعریف این واژه از فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک:

The position or location of a building, observatory, etc. especially as to its environment

ریشه شناسی واژه ی پارسی "سیت" نیز به دیسه ی زیر است :

Sit, from Av. šiti- "place, abode, residence," šitāy- "habitation, dwelling," from ši- "to live;" cognate with Skt. ksay- "to live, to stay," kséti "he dwells;" Gk. ktizein "to inhabit, build;" L. situs "position, site; situated


هم چننین از همین واژه،ترم های سیتش   به جای situation و تارسیت به جای website ساخته شده است.



۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۲ ، ۱۲:۰۴
مجتبی ذوالفقاری
برای دریافت ویدئوی ارزشمند گفت-و-گوی استاد(=پروفسور)محمد حیدری ملاریری و دکتر داریوش آشوری در برنامه ی پرگار بی.بی.سی بر روی پیوند زیر کلیک کنید.

دریافت

نام پرونده : دکتر محمد حیدری ملایری - پرگار بی.بی.سی
اندازه به مگابایت : 374.16
دیسار(فرمات) :ام.پی.4
با سپاس از آقای مهران سالاری از آلمان



هم چنین پرونده ی آوایی(فایل صوتی) این گفت-و-گو را می توانید از پیوند زیر دریافت کنید

نام پرونده : دکتر محمد حیدری ملایری - پرگار بی.بی.سی
پرونده ی آوایی
اندازه به مگابایت : 21.1
دیسار(فرمات) :ام.پی.3

About-Persian.mp3

همان گونه که دوستداران این بلوگ می دانند این برنامه درباره ی زبان پارسی و واژه سازی فنی در آن بود.برای ازدایش بیستر بنگرید به

نگاهی نو به پرگار بی.بی.سی و واژه سازی فنی

پرگار بی.بی.سی و واژه‌سازی فنی


۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۲ ، ۰۹:۰۳
مجتبی ذوالفقاری

امروز برای چندمین بار برنامه ی پرگار بی.بی.سی با موضوع واژه سازی فنی در پارسی را دیدم.مهمانان این برنامه همان گونه که دوستداران این بلوگ هم می دانند از دو دیدگاه کمابیش "ناسازگار"بودند.دکتر محمد حیدری ملایری اخترشناس و اخترفیزیکدان ایرانی نپاهشگاه پاریس در یک سو و در سوی دیگر داریوش آشوری نگارنده ی فرهنگ علوم انسانی. راستش را بخواهید سرانجام هم نفهمیدم "حرف حساب " داریوش آشوری چست؟ و اینکه ایشان زبان پارسی را یک زبان می دانند  یا نه؟ و چرا ایشان با آن همه "ناز" در سخنان خود این همه واژه ی انگلیسی و فرانسوی را به کار می برد؟افسوس مندانه به دلیل هایی هنوز نتوانستم این فیلم را بارگیری کنم.اما از دکتر حیدری ملایری درخواست نمودم اگر آنرا در بایگانی خود دارند برایم بفرستند.به هرروی اگر ریزبینانه به این گفتگو نگریست می توان به نکته های بسیاری دست یافت. این بار نیز با دیدن این فیلم در پایگاه یوتیوب به پاسخ بسیاری از پرسش های زبانیکم رسیدم.یکی از این پرسش ها این بود :‌"در برخورد با واژه های عربی زبان پارسی چه باید کرد ؟(البته خواست من کلیدواژگانی است که بزرگان و گذشتگان ما چون سعدی و حافظ و دیگران آن ها را به کار برده اند) که دکتر حیدری ملایری در واپسین دقیقه های این گفت و گو به این پرسش پاسخی دانشی و درخور می دهند که :


خواست ما بیرون راندن این واژگان از زبان پارسی نیست بلکه ما با پیشنهاد نوواژگان امکان های بیشتری را برای پارسی زبانان فراهم می آوریم تا هر کس با نگرش به پسند خود واژه ای را برگزیند.


البته این سخن دکتر حیدری ملایری به این معنا نیست که ما دست از پالایش زبان پارسی بکشیم بلکه به معنای میانه روی در این زمینه است،چه آنکه هر نویسنده ای تا نود-و-چند درصد واژه های سوده و ساده ی پارسی را برمی گزیند.نکته ی دیگر آنکه سره گرایی و زبان سره مفهومی نشدنی و خنده آور است.اگر قرار است همه ی واژگان عربی از زبان پارسی رانده شوند پس تکلیفآفریده های ادبی و شاهکارهای کهن ایرانی هم چون بوستان و گلستان سعدی،سروده های مولانا و دیگران چه می شود ؟آیا باید چنین آفریده های ادبی جهانی را تنها به بهانه ی پالایش زبان به باددستی و نابودی دهیم؟

۱ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۲ ، ۲۰:۱۹
مجتبی ذوالفقاری

دکتر ملایری، افزون بر دانش‌آموختگی در فیزیک و اخترشناسی، در دورانِ آغازین کار-اش، به دلیلِ گمارده شدن به شغلِ ویراستاری متن‌های علمی در مؤسسه‌ی انتشاراتِ فرانکلین، در تهران، این فرصت را در سال‌های دهه‌ی چهل یافت که در هم‌نشینی با زباندانان و آشنایان به ترم‌شناسی در آن مؤسسه، و همچنین کارِ حرفه‌ای ویرایشِ متن‌هایِ علمی، با ترم‌شناسی و نیز تنگناهای زبانِ فارسی در این زمینه آشنا شود. کار در آن مؤسسه همچنین وی را با تجربه‌هایی که در جهتِ چاره‌جویی برای این مسأله، به‌ویژه به دستِ کسانی همچون غلامحسینِ مصاحب، احمدِ آرام، و شمس‌الدینِ ادیب سلطانی، انجام می‌شد، آشنا کرد و وی را به صورتِ جدّی به این میدان کشاند. و از آن پس به کوششِ شخصی برای پیشبردِ دستاوردهای پیشکسوتانِ این فن و اندیشه در کارِ تنگناهایِ زبانمایه‌ی علمی در فارسی و چاره‌جویی برای آن پرداخته است.

وی، در جوارِ کارهایِ پژوهشی‌اش در پروژه‌های بزرگِ علمی در زمینه‌ی اخترفیزیک در فرانسه، همچنان کارِ پژوهشیِ زبان‌شناختیِ خود را نیز ادامه داده و افزون بر تسلط بر زبان‌های فرانسه و انگلیسی و آشنایی با زبان‌های دیگرِ اروپایی، برایِ فراهم کردنِ مایه‌هایِ واژگانی، به پژوهش‌های واژگان‌شناسی در زبان‌های ایرانی کهن، از میانه و باستانی، و نیز بوم‌گویش‌های زنده (زبان‌ها و لهجه‌های محلی) برای برپا کردنِ یک دستگاهِ مایه‌ور و اصولی و قاعده‌مندِ فارسی برای زبانِ علمی در رشته‌ی خود پرداخته است.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۲ ، ۱۶:۰۲
مجتبی ذوالفقاری

حیدری‌ملایری- اگر بخواهیم تعریف کوتاهی از «اصطلاح‌شناسی» به دست بدهیم می‌توانیم بگوییم: «نامگذاری آگاهانه‌ی چیزها و مفهوم‌ها در دانش، فن یا هنری خاص.» با این تعریف می‌بینیم که اصطلاح‌شناسی برای همگان نیست، بلکه برای گروهی در محدوده‌ی کاری یا فکری ویژه‌ای است. البته همگان می‌توانند با دستیابی به قابلیت‌های لازم جزو آن گروه شوند.

پیش از آنکه مطلب را بشکافیم، اشاره‌ی مختصری درباره‌ی واژه‌ی «اصطلاح‌شناسی» لازم است. در زبان‌های اروپایی به آن terminology می‌گویند، ساخته شده از term و –logy (-شناسی). term یعنی «واژه‌ای که معنایش محدود یا معین است.» در واقع معنای بنیادی این واژه «حدّ، مرز، حدّ زمانی، موعد» است. در ذهن اروپایی «ترم» با «تعیین‌کردن» همراه می‌شود؛ چون «تعیین‌کردن» هم از همین واژه ساخته شده است: determine در اصل به معنای «تعیین‌کردن حدّ، مرزنهادن» است.

واژه‌ی عربی «اصطلاح» که در زبان پارسی به کار می‌رود در اصل به معنای «با هم صلح‌کردن» است و آن ظرفیت‌های معنایی ترمینولوژی را ندارد. به طور کلی، «اصطلاح» معادل بهتری است برای idiom یا locution. به همین سبب در فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک، واژه‌ی پارسی «تَرم» (tarm) پیشنهاد شده که هم‌ریشه است با term و در تارم (طارم) هم دیده می‌شود که معنای اصلی آن «حد، مرز، دیواره؛ چوبی که مرز (میان زمین‌ها) را نشان می‌دهد؛ چوب، چوبدست» است. این را هم بیفزاییم که واژه‌ی terminologie را نخستین بار ریاضیدان و فیلسوف یَسوعی فرانسوی «ایو ماری آندره» (Yves Marie André) در سال‌های پیش از ١٧۶۴ م. / ١١۴٣ خ. (دوران کریم‌خان زند)، ساخت. جالب است بدانید که این واژه دورگه است یعنی بخش نخست آن لاتین است و بخش دوم آن یونانی.

۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۲ ، ۱۵:۲۶
مجتبی ذوالفقاری

در ساختن برابر برای مفهوم‌های بیگانه، بنیادی‌ترین و مهم‌ترین نکته، درست فهمیدن آن مفهوم است. نه تنها باید آن مفهوم را کاملاً شناخت بلکه باید جداشده‌های گوناگون آن را هم در دانش‌های دیگر بررسید تا برداشتی همه‌جانبه از آن مفهوم داشت. نمونه‌ی کوچکی که در بالا بدان اشاره شد همان term و determineاست.در ساختن برابر برای مفهوم‌های بیگانه، بنیادی‌ترین و مهم‌ترین نکته، درست فهمیدن آن مفهوم است.

یکی از راه‌های ساختن برابر برای مفهومی بیگانه، بررسی ریشه‌شناسی آن مفهوم است. این روش بسیار سودمند است و در بیش از 90 درصد موردها کارگر می‌افتد. البته همچنین به میزان شناخت واژه‌ساز از آن مفهوم و نیز از ریشه‌شناسی در زبان‌های آغاز و فرجام بستگی دارد. این روش را فرهنگستان یکم به شیوه‌ای گسترده به کار برده است. نمونه‌ها: آذرسنج، انگل‌شناسی، اژدرافکن، بادسنج، باستان‌شناسی، بندپایان، بی‌سران، پارینه‌سنگی، پرتونگاری، پنجه‌گرگیان، تک‌لپه، چینه‌شناسی، درشتخوار، دگردیسی، رویان‌شناسی، ریزبین، ریزخوار، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی، فرازیاب، فشارنگار، کان‌شناسی، کوهزایی، گیاه‌شناسی، نم‌سنج، واگرایی و دیگرها. گروه دکتر مصاحب هم، چنین روشی را دنبال کرده است: آب‌پخشان، بَسپار، بادنگاشت، پیشین‌رود، پوش‌سنگ، تراگذر، تختان، ته‌تراز، تک‌گانی، تل‌سنگ، خودگانی، دگروار، دگرگانی، دماسنج، زیست‌کُره، سنگین‌کُره، سنگ‌بستر، سیاخاک، نقشه‌نگاری، شورگن، کوردره، گردچال، واچرخه، موج‌نگاری، هملرز، همشید، همپار، یختاب.

یک مورد یادکردنی در کار گروه مصاحب واژه‌ی «فرآیند» است که با سهل‌انگاری ساخته شده و نادرست است

۱ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۲ ، ۲۰:۵۱
مجتبی ذوالفقاری

به باور من، در گفتمان ِ واژه‌سازی ی فارسی، بیش تر دوستانی که به ساختار ِ واژه‌های نوپیشنهاده، انتقاد می‌کنند و آن ها را به دور از پسند و پذیرش ِ مردم می‌شمارند، به رده‌بندی ی ِ کاربُردی ی ِ واژگان، رویکردی ندارند.
آشکارست که یکایک ِ واژگان یا همکردهای (ترکیب‌های) نوپیشنهاده، از سوی همه‌ی فارسی زبانان به کار برده نمی‌شود و -- به دیگر سخن -- در گستره‌ی نیازهای ِ زبانی آنان جایی ندارد و هر کس، به دلیل‌های گوناگون، با شماری از آن ها سر و کار پیدا می‌کند. تنها بخشی از این واژه‌ها بسامد ِ بالا و همگانی دارند و نه همه‌ی آن ها.
هنگامی که فرهنگستان یکم، واژه‌های پذیرفته و پیشنهادی‌اش را نشر داد، با واکنش ِ منفی ی بسیاری از کسان که این تَرک ِ عادت و نوآوری ناگهانی را برنمی‌تافتند، رو به رو شد و حتا نویسنده‌ی پیشرویی همچون صادق هدایت، در نوشته‌ای طنزآمیز به ریشخند آن ها پرداخت و نقیضه‌هایی خندستانی برای شماری از آن ها ساخت. ( نگا. نوشته‌های پراکنده‌ی صادق هدایت). امّا دیری نگذشت که بیش تر واژه‌های ِ نوپیشنهاده از سوی ِ بیش ترین ِ فارسی زبانان پذیرفته شد و کاربردهایی پربسامد در زندگی ی روزمرّه ی آنان یافت و برابرهای پیشین ِ آنها از یادها رفت و در بایگانی ی ِ تاریخ ِ زبان ماند.
در همان حال، برخی از واژه‌های ِ نوپیشنهاده، مانند ِ دورگو (به جای تلفن) و خودرَو (به جای اتومبیل/ ماشین)، پذیرفته نشد و به زبان مردم، راه نیافت.
واژه‌های نوپیشنهاده ی امروز هم (خواه از سوی فرهنگستان ِ محافظه کار ِ کنونی، خواه از جانب ِ پژوهندگان ِ پویا و پیشرو ِ ناوابسته)، همین فرارَوَند را از سر خواهند گذراند و سامان ِ گسترش و گزینش بر آن ها فرمان خواهدراند
بیش تر واژه‌های ِ نوپیشنهاده ی کسانی مانند زنده‌یادان دکتر امیرحسین آریان پور و دکتر غلامحسین مصاحب و نیز آقایان دکتر ادیب سلطانی، دکتر آشوری، دکتر حیدری ملایری و هم‌تراران‌شان، در زمره ی واژگان ِ ناهمگانی و دارای کاربردهای ویژه در گستره‌های دانشی و پژوهشی و فرهنگی، رده‌بندی می‌شوند و هرگاه عموم فارسی زبانان، آن ها را نپسندند، حرَجی بر این استادان فرهیخته و دلسوز نیست و چیزی از ارج  کوشش و کنش ایشان، کاسته نمی‌شود. پس باید پذیرفت که «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.» به برکت دست آوردهای ارزنده ی این جویندگان ِ پوینده، زبان فارسی ی امروز بسیار سرشارتر و کارآمدتر از زبان ِ تنگ مایه ی یک سده (و حتا پنجاه سال) پیش ازین است. «باش تا صبح ِ دولتش بدمد.»
پس بر ماست که در این گستره، مانند ِ همه ی عرصه‌های فرهنگی، شتاب‌زده و کم‌حوصله و نزدیک‌بین نباشیم و افق ِ فراخ ِ زبان ِ ارجمندمان را چشم‌انداز ِ خود گردانیم و با سینه ی ِ گشاده (یا -- به تعبیر ِ پیشینیان -- «سعه ی صدر») بدین منظر بنگریم. چُنین باد! بدرود. ج. دوستخواه»

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۲ ، ۲۰:۳۹
مجتبی ذوالفقاری

نویسنده: حیدری ملایری،محمد
نشریه: ادبیات و زبانها » نگین » فروردین 1352 - شماره 94
(2 صفحه - از 36 تا 37)
با سپاس از استاد محمد حیدری ملایری که این مقاله ی سودمند را برای بلوگ خودشان فرستادند

برای دریافت مقاله بر روی پیوند زیر بکلیکید

دریافت

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۲ ، ۲۰:۰۹
مجتبی ذوالفقاری

فرهنگ "فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک"،فرهنگی است که مفهوم های کلاسیک و نیز پیشرفته ی دانشی نوین را با به دست دادن تعریف آن ها بازمی نماید.یک ویژگی برشمردنی این فرهنگ این است که ریشه شناسی واژه های انگلیسی و پارسی را نیز به دست می دهد؛از این رو کاربران می توانند با در دست داشتن داده های بیشتری به داوری درباره ی واژه های نوپیشنهاده بپردازند.ویژگی دیگر این فرهنگ برخط،بهره گیری "نود-و-چند درصدی" از زبانمایه های پارسی و ایرانی(زبان های مادر پارسی و گنجینه ی گویش های ایرانی) است که این خود می تواند یکی از نمونه های زنده و گوینده ی توانمندی پارسی در زمینه ی واژه سازی دانشی/فنی باشد. گنجانیده های این فرهنگ به سه زبان انگلیسی،پارسی و فرانسوی در دسترس همگان است.کاربران می توانند با جست و جوی برخط به هم ارز پارسی ترم های دانش های گوناگون چون فیزیک،شیمی،ریاضی،اخترفیزیک و دیگران دست یابند.به گفته ی دکتر محمد حیدری ملایری این فرهنگ در آینده ای نه چندان دور در فرانسه به چاپ خواهد رسید.این گنجینه ی ارزشمند دارای 9362 درآیه(مدخل) است.شمار برآیه(نتیجه)های هر جست و جو به جدایش(تفکیک)نویسه ها به قرار زیر است:


شمار برآیه ها در

هر جست و جو

(شمار درآیه ها)

 

نویسه

شمار برآیه ها در

هر جست و جو

(شمار درآیه ها)

 

نویسه

شمار برآیه ها در

هر جست و جو

(شمار درآیه ها)

نویسه


1048 S 44 J 686 A
454 T 68 K 399 B
116 U 362 L 950 C
167 V 528 M 520 D
174 W 269 N 456 E
15 X 302 O 309 F
24 Y 765 P 297 G
31 Z 83 Q 338 H
9362 همه 530 R 427 I
۳ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۲ ، ۱۵:۴۸
مجتبی ذوالفقاری

ساعتی پیش استاد محمد حیدری ملایری از راه رایانامه پرونده(file) ی پ.د.اف ارزشمندی را برای نشر در این بلوگ فرستادند_ سپاس از این دانشمند بزرگ که با همه ی گرفتاری ها و دشواری های فرارو با ما همکاری می نمایند._ این پرونده،نوشتاری است در پیوند با توانمند سازی زبان پارسی که امیدوارم خوانندگان را سودمند افتد. برای دریافت پرونده ی پ.د.اف بر روی نمادک زیر کلیک کنید.



۱ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۲ ، ۲۱:۴۱
مجتبی ذوالفقاری
دوستکار(dustkâr) در برابر amateur «کسی که کار، فعالیت، هنر، دانش، یا ورزشی را به خاطر سرگرمی می‌کند نه به عنوان پیشه، همچون اخترشناس دوستکار.» amateur از لاتین amator «دوستدار، علاقه‌مند، عاشق»، از amare «دوست داشتن». دوستکار از دوست + کار. به قیاس اخترشناس دوستکار، اخترشناس پیشه کار (professional).

نمونه ی کاربردی : فزون بر این، هم اکنون که اخترشناسی دوستکار پیشرفتهای فنی مهم کرده است، مردم بیشتری می‌توانند در نپاهش حرکت خورشید در حوالی نوروز شرکت کنند

دیسول (disul)، در برابر formula، از لاتین به معنای «صورت کوچک، شکل کوچک، قالب کوچک»، از forma «صورت، شکل، قالب» + پسوند کهش ulus- (مؤنث ula-، خنثا ulum-). دیسول از دیس «صورت، شکل»، از پهلوی dês, dêsag «صورت، شکل، فرم، ساختمان»، مصدر dêsidan «شکل دادن، متشکل کردن، ساختن» + پسوند فارسی -اول، -اوله که مانند پسوند لاتین کهش و کوچکی را می‌رساند. نمونه‌ها: زنگوله، کوتوله، مَشکوله (مَشک کوچک)، تُنگوله (تُنگ کوچک)، گلوله، گوله (گوی کوچک)، جاشوله (در کردی خر کوچک)، و دیگرها.

نمونه ی کاربردی : به کار گرفتن دیسول ریاضی ساده‌ای بازنمود را آسانتر می‌کند.

هموگش (hamugeš) برابر عربی «معادله» و equation. واژه‌ی اروپایی از لاتین æquatus صفت مفعولی æquare «برابر کردن، هموار کردن»، از æquus «برابر، مساوی» + tion- پسوند اسم‌ساز از لاتین tio-. هموگش از هموگیدن، از پهلوی هموگ «برابر، مساوی» + پسوند اسم‌ساز -ش. ⇐ هموگان و هموگار

نمونه ی کاربردی : در اینجا نگاه نزدیکتری به دگرسانی سالهای هورگردی و هموگان بهاری می‌اندازیم. Bretagnon & Rocher 2001 هموگش (معادله) زیر را برای درازای سال هورگردی به دست می‌دهند.

راژمان (râžmân) برابر system در زبانهای اروپایی. واژه‌ی اروپایی گرفته شده است از لاتین systema «آراست، ترتیب» از یونانی systema «با هم آراسته»، از -syn (همریشه با) «هم-» + ستاک histanai (همریشه با) «ایستاندن»، ریشه‌ی پوروا-هند-و-‌اروپایی -sta* «ایستادن». راژمان از راژ، از اوستایی -raz، فارسی باستان -rad «آراستن، نظم دادن» + پسوند اسم‌ساز -مان که در واژه‌های سازمان، ساختمان، زایمان، چایمان و دیگرها به کار رفته. این واژهای اوستایی و فارسی باستان همریشه‌اند با سانسکریت -raj «فرمان راندن، اداره کردن، هدایت کردن»، یونانی oregein «گستردن»، لاتین rego «راه بردن»، پوروا-هند-و-‌اروپایی -reg* «راست رفتن، راست کردن». در فارسی نوین شمار بسیاری واژه از -raz و -rad می‌آیند: راست، آراستن، راشت (افراشتن)، رج، رژ، رژه، رده، راده، ردیف؟، (در قمی) رچ rec «ردیف، رده،» (در لری) رزگ rezg «ردیف، صف»، ریس، ریسه، رسته، رای (در آرایش، رایانه، رایانگر)، و دیگرها.

نمونه کاربردی : فزون بر‌این دارای راژمان (= سیستم) اندرهلی (= کبیسه) هوشمندانه‌ای است که آن را از همتای اروپایی‌اش، گاهشمار گرگوری، با اینکه جوانتر است، دقیقتر می‌کند.

پی نوشت : واژه های بالا بازآوردی است از پی نوشت یکی از مقاله های استاد محمد حیدری ملایری به نام نگاهی نو به گاهشماری ایرانی،نمونه های کاربردی نیز از درون متن همان مقاله گزینش شده است تا خوانندگان با چگونگی کاربرد واژه های آورده شده بیشتر آشنا شوند.
۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۲ ، ۱۸:۲۰
مجتبی ذوالفقاری

تنها با به کارگیری همگی این ابزارها (گنجینه‌ی زبان‌های مادر پارسی و گویش‌ها)در طرحی سراسری است که پارسی می‌تواند زبان دانشی/فنی توانمند و کارایى داشته باشد. چسبیدن تنها به پارسی نوین و خودداری از به کارگیری گنجینه‌ی زبان‌های مادر پارسی و گویش‌هایش، آن سان که روش سنت‌گرایان و محافظه‌کاران است، سخت نابسنده و ناکارآمد می‌نماید، و بنابراین بخت کمی برای کامیابی دارد. مدرک آشکار این ادعا نیز وضعیت نامطلوب کنونی اصطلاح‌شناسی پارسی در رویارویی با شمار روزافزون اصطلاح‌های بیگانه و نیز نبود هیچ گونه پروژه‌ی کارایی برای حل این مسئله‌هاست. در واقع، محدود بودن به پارسی ادبی مترادف است با رضایت دادن به مجموعه‌ی به نسبت کم‌شماری از واژه‌ها و تکرار بیش از حد ترکیب‌های میان آنها. این همچنین به معنای محروم ساختن حود از داشتن راژمان (سیستم) گسترده‌ای از وندهایی ست که زبان پویا و دقیق علمی به آنها نیاز دارد. این رویکرد سنت گرایان، که بر پایه‌ی محکم زبانیک استوار نیست، بیشتر انگیزه‌ی ایدئولوژیک دارد، و نیز از نشناختن پیشینه‌ی زبان پارسی و ناآگاهی از توانمندی‌های چشم ناپوشیدنی زبان‌های پارسی میانه، پارسی باستان، و اوستایی برمی‌خیزد. این رویکرد را می‌توان به «شکسته بندزنی» و «خرده‌کاری» همانند کرد، حال آنکه برای پدید آوردن راژمان اصطلاح‌شناسی توانمند به آفرینش و بازسازی بنیادین نیاز است. همچنین گفتنی است که اساسی‌ترین پیشرفت‌ها در اصطلاح‌شناسی علمی زبان پارسی در چند دهه‌ی گذشته زاییده‌ی باز به کارگرفتن یا زنده کردن دیسه‌ها و وندها از زبان‌های مادر پارسی کنونی بوده است. روشن‌تر گفته باشیم، ما بر این باوریم که روش سنتی توانایی لازم را برای برآوردن نیازهای روزافزون اصطلاح‌شناسی در دانش، فلسفه، و فن ندارد. تنها با یاری گرفتن از زبان‌های مادر پارسی و امکان‌هایی که گویش‌ها فرا می‌نهند است که می‌توان راژمان واژگانی دقیق و پویا پدید آورد.


پی نوشت : گزاره ی 5-1 از پیشگفتار فرهنگ ریشه شناختی دکتر محمد حیدری ملایری


۱ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۲ ، ۱۸:۱۲
مجتبی ذوالفقاری
۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۲ ، ۱۷:۴۹
مجتبی ذوالفقاری

در زیر به بررسی واژه های پرکاربرد رشته های مهندسی و برابر پارسی آن ها می پردازیم.برابرهای پارسی همان گونه که رسم همیشگی ماست از فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک دکتر محمد حیدری ملایری اختر فیزیکدان و اخترشناس نپاهشگاه پاریس گزیده شده اند.این فرهنگ برخلاف نامش تنها به پیشنهاد واژه های پارسی برای ترم های دانش اخترشناسی و اخترفیزیک نمی پردازد بلکه شمار بالایی از واژه های دانش های دیگر را نیز دربر می گیرد،چه آنکه شاید دلیل این گستردگی پیوند تنگاتنگ دانش های گوناگون باشد.

+ تصاعد : فرایازی

به انگلیسی progression

این واژه از دو بخش فرا ( farâ-pro ) و یازی ( yâzi, verbal noun of yâzidan ) ساخته شده است.در دانش ریاضی چند گونه فرایازی داریم:

فرایازی ِ حسابی،فرایازی ِ هندسی و فرایازی ِ هماهنگ(هارمونیک)

+ ثابت : پایا

به انگلیسی constant

این واژه از ستاک پاییدن گرفته شده است و یکی از پرکاربردترین واژه های دانشی و مهندسی است.پایا‌ی ِ گرانشی،پایا‌ی ِ گاز‌ها نمونه هایی از این کاربردهاست.

+ راژمان : سیستم

به انگلیسی system

راژمان از دو بخش راژ (from raž, from Av. rāz- "to direct, put in line, set) و مان ( verbal noun suffix used with (present and past stems, as in zâymân, câymân, sâxtemân, goftemân ساخته شده است.

+ شکل گیری : دیسش

به انگلیسیformation

هم چنین دیسه به جای فورم/ form، دیسار به جای فورمات/format، دیسول به جای فورمول/formula از این خانواده اند.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۲ ، ۲۱:۳۸
مجتبی ذوالفقاری

در تاریخ جهان، هر دوره‌ای ویژگی‌هایی داشته است. در آغاز تاریخ، آدمیان زندگی قبیله‌ای داشتند و دوران افسانه‌ها بوده است. پس از پیدایش کشاورزی، دوره‌ی ده‌نشینی و شهرنشینی آغاز شده است. سپس دوران کشورگشایی‌ها و تشکیل پادشاهی‌های بزرگ مانند پادشاهی‌‌های هخامنشیان و اسکندر و امپراتوری رم بوده است. پس از آن، دوره‌ی هجوم اقوام بربری بدین کشورها و فروریختن تمدن آن‌ها بوده است. سپس دوره‌ی رستاخیز تمدن است که به نام رنسانس شناخته شده است. تا آن دوره ملل مختلف دارای وسایل کار و پیکار یکسان بودند. می‌گویند که وسایل جنگی سربازان رومی و بربرهای ژرمنی با هم فرقی نداشته و تفاوت تنها در انضباط و نظم و وظیفه‌شناسی لژیون‌های رومی بوده که ضامن پیروزی آن‌ها بوده است. همچنین وسایل جنگی مهاجمین مغول و ملل متمدن چندان فرقی با هم نداشته است.
از دوران رنسانس به این طرف، ملل غربی کم‌کم به پیش‌رفت‌های صنعتی و ساختن ابزار نوین نایل آمدند و پس از گذشت یکی دو قرن، ابزار کار آن‌ها به اندازه‌ای کامل شد که ملل دیگر را یارای ایستادگی در برابر حمله‌ی آن‌ها نبود. هم‌زمان با این پیش‌رفت صنعتی، تحول بزرگی در فرهنگ و زبان ملل غرب پیدا شد؛ زیرا برای بیان معلومات تازه، ناگزیر به داشتن واژه‌های نوینی بودند و کم‌کم زبان‌های اروپایی دارای نیروی بزرگی برای بیان مطالب مختلف گردیدند.
در اوایل قرن بیستم، ملل مشرق پی به عقب‌ماندگی خود بردند و کوشیدند که این عقب‌ماندگی را جبران کنند. موانع زیادی سر راه این کوشش‌ها وجود داشت و یکی از آن‌ها نداشتن زبانی بود که برای بیان مطالب علمی آماده باشد. بعضی ملل چاره را در پذیرفتن یکی از زبان‌های خارجی برای بیان مطلب دیدند؛ مانند هندوستان، ولی ملل دیگر به واسطه‌ی داشتن میراث بزرگ فرهنگی نتوانستند این راه حل را بپذیرند که یک مثال آن، کشور ایران است.
برای بعضی زبان‌ها، به علت ساختمان مخصوص آن‌ها، جبرای کم‌بود واژه‌های علمی، کاری بس دشوار و شاید نشدنی است، مانند زبان‌های سامی - که اشاره‌ای به ساختمان آن‌ها خواهیم کرد.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۲ ، ۱۴:۴۴
مجتبی ذوالفقاری

Mohammad Heydari-Malayeri

Observatoire de Paris
LERMA
61 Av de l'Observatoire
Bat. A
75014 Paris
France

Phone: +33 1 40 51 20 76
Fax: +33 1 40 51 20 02
Email 1: MohammadHeydari-Malayeriobspmfr
Email 2: mheydariobspmfr
Personal website: http://aramis.obspm.fr/~heydari/
Organization website: http://lerma.obspm.fr
۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۲ ، ۱۹:۳۲
مجتبی ذوالفقاری

فهرست کتابهای دکتر محمد حیدری ملایری در کتابخانه ی ملی ایران

برای دریافت داده های بیشتر بر روی تصویر زیر کلیک کنید.


۲ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۲ ، ۱۸:۲۱
مجتبی ذوالفقاری



علم در تاریخ نوشته ی " جان دزموند برنال‌" نام کتابی است که به بررسی سرگذشت دانش و فرگشت (تکامل) آن در سده های پیشین می پردازد.ترجمه ی این کتاب به فارسی بدست تنی چند از پژوهشگران و دانشمندان ایرانی به انجام رسیده است.هر یک از ترجمان (مترجم)ها به ترجمه ی بخشی از کتاب که در پیوند با زمینه های کاری آن هاست پرداخته اند.دکتر محمد حیدری ملایری نیز کار ترجمه ی جلد سوم،بخش نخست (علم در زمانه ی ما ) این کتاب را به انجام رسانیده است.

داده های بیشتر درباره ی این کتاب :

 جان دزموند برنال، علم در تاریخ، مجلد اول: جلد اول: پیدایش علم، ترجمه ی حسین اسدپور پیرانفر، جلد دوم: انقلابهای علمی و صنعتی، ترجمه ی کامران فانی، 553 صفحه، 18000 تومان، مجلد دوم: جلد سوم: علم در زمانۀ ما، ترجمه ی محمد حیدری ملایری و محسن ثلاثی، جلد چهارم، علوم اجتماعی، ترجمه ی بهاء الدین خرمشاهی، 451 صفحه، 18000 تومان، تهران، امیر کبیر، چاپ اول 1354، چاپ سوم 1387. 

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۲ ، ۱۸:۰۶
مجتبی ذوالفقاری

برنامه‌ی پرگار در تلویزیون بی.بی.سی پارسی هفته‌ی گذشته به بحث واژه‌سازی علمی و فنی و به ویژه جایگاه زبان پارسی در این زمینه پرداخت. خوشبختانه مهمان آن دکتر محمد حیدری ملایری، اخترشناس و اخترفیزیکدان ایرانی در نپاهشگاه (رصدخانه‌ی) پاریس بود که برای خوانندگان این وبلاگ آشنا است. مهمان دیگر آقای داریوش آشوری بود. پرسش اصلی برنامه در واقع رودرروسازی دو دیدگاه در این زمینه بود: یکی آن که باور دارد زبان پارسی توانایی‌های لازم برای واژه‌سازی علمی و فنی را دارد و نیازی به وام‌گیری بی‌دروپیکر از زبان‌های بیگانه به ویژه زبان انگلیسی را ندارد (دکتر حیدری). و دیدگاه دیگر که زبان پارسی را «زبانی جهانی سومی» (؟) می‌داند که باید به روی «جهان مدرن» «باز» شود (داریوش آشوری).

دیدگاه دکتر حیدری ملایری در پیشگفتار «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» به طور بسنده و شایان شرح داده شده است. هم چنین در مقاله‌ی دیگری از دکتر حیدری که در همین وبلاگ منتشر شد به نام «با خشت و کاهگل نمی‌توان آسمانخراش ساخت» به برخی ایرادهای انتقادکنندگان این دیدگاه پاسخ داده شده است. هم چنین دکتر حیدری در گفت وگویی با دوست گرامی مسعود لقمان در پایگاه ایرانشهر دیدگاه خود را بازگفته است: بخش نخست - بخش دوم - بخش سوم دیدگاه داریوش آشوری هم در کتاب آخرش به نام «زبان ِ باز» شرح داده شده است.

۲ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۲ ، ۱۷:۴۷
مجتبی ذوالفقاری

- همخوانی یک به یک: در واژه‌نامه‌ای تخصصی  و علمی برخلاف شعر، هر مفهوم تعریف روشن و بی‌ابهامی دارد. بنابراین از کاربرد یک واژه برای مفهوم‌های گوناگون خودداری می‌شود. همچنین دقت می‌شود که از تداخل با مفهوم‌های مرتبط پیش‌گیری شود.

- نیاز به واژه‌های معنا و اصطلاح‌های بنیادین: واژه‌های انتزاعی یا «معنا»، چنان که در دستور زبان سنتی گفته می‌شود (مانند «اندیشیدن»، «معنا»، «مفهوم» و دیگرها)، در مقایسه با واژه‌های «ذات» (مانند در، مداد، درخت، ستاره، و دیگرها) پیوند ژرف‌تری با اندیشه دارند و بنابراین بنیادی‌ترند. بی آن که بخواهیم به رابطه‌های باریک میان «ذات» و «معنا» بپردازیم، باید تأکید کرد که واژه‌های معنا سرچشمه‌ی اصلی‌ جداشده‌ها هستند، و زبان نیرومند را از توانایی‌اش در ساختن واژه‌های انتزاعی می‌شنا‌سند. بنابراین لازم می‌دانیم که واژه‌های انتزاعی فارسی باشند. همچنین، زبان کارآ باید بتواند مفهوم‌های بنیادین را بر پایه‌ی راژمان خود بیان کند. به همین دلیل است که ما لازم می‌داریم که مفهوم‌های کلاسیک مانند استوا، مقارنه، مقابله، اعتدال، دایره البروج، رصد کردن، رصد، و دیگرها برابر فارسی داشته باشند. هم اکنون این مفهوم‌ها برابرهای فارسی ندارند و ما برابرهای زیر را پیش نهاده‌ایم، به ترتیب: هموگار (hamugâr)، هم‌ایستان (hamistân)، پادایستان (pâdistân)، هموگان (hamugân)، هورپه (hurpeh)، نپاهیدن (nepâhidan)، نپاهش (nepâheš).

- خوش‌آهنگی و زیبایی: این بسنده نیست که برابری برای اصطلاح خارجی ساخته شود، بلکه لازم است که برابر‌ها خوش‌نوا باشند و به آسانی بازگویی (تلفظ) شوند. برای مثال، برای واژه‌ی فارسی «کَشه» برای "خط" پیشنهاد شده است (افضلی‌پور، ۱۹۷۸ م/۱۳۵۷ خ) اما دشواری آن است که «خط کشیدن» می‌شود «کَشه کشیدن» و «خطی بکشیم» می‌شود «کَشه‌ای بکشیم» که نه زیباست و نه عملی. از این گذشته، احتمال دارد که خط در اصل واژه‌ای ایرانی باشد.

- درازای واژه: باید کوشید تا از واژه‌های دراز بسیارهجا دوری کنیم. اصطلاح‌های انگلیسی کوتاه اند و اغلب بیش از دو سه هجا ندارند. اگر برابر فارسی دراز باشد

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۲ ، ۰۸:۱۵
مجتبی ذوالفقاری
ذره‌ی "هیگز" یا بوسون "هیگز"، در واقع آن چیزی است که سبب می‌شود تمامی ذره‌ها جرم داشته باشند یا به عبارتی ساده‌تر، ذره‌ای است که تمامی ذرات را به هم می‌چسباند و متصل کرده است.
حال چگونه ذره‌ی "هیگز" کشف شد و چرا چنین نامیده می‌شود و خصوصاً چرا از این ذره در بسیاری از رسانه‌ها به عنوان «ذره‌ی خدا» و یا «ذرۀ الهی» یاد شده است؟
روشنگری بیشتر از دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیک‌دان نپاهشگاه پاریس
:

این دست‌آورد فیزیک‌دانان اروپایی بسیار مهم است و ما ممکن است شاهد یکی از پیشرفته‌های عمده‌ی فیزیک ذره‌های بنیادین در ۵۰ سال گذشته باشیم. برای پی بردن به اهمیت این کشف، باید اول به کوتاهی به چند نکته اشاره کنم تا مطلب برای مخاطبان شما روشن‌تر شود.
ذره‌های بنیادین، ذره‌هایی هستند مثل الکترون، پروتون، نوترون و ذره‌های دیگر از این نوع که ماده را تشکیل می‌دهند. شناختی که ما از این ذره‌ها و قانون‌های فیزیکی حاکم بر آن‌ها داریم، زاییده‌ی تئوری یا نگره‌ای است که از پژوهش‌های صدها فیزیک‌دان برجسته در صد سال گذشته به وجود آمده است. این نگره‌ی فیزیکی بسیاری از پدیده‌های ذره‌های بنیادین را توضیح می‌دهد و البته پرسش‌هایی هم هستند که هنوز بی‌پاسخ‌اند.
یکی از این پرسش‌ها این است که ...

۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۲:۳۰
مجتبی ذوالفقاری

دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیک‏دان رصدخانه‏ ی پاریس:
نوبل فیزیک برای تقدیر از تحقیقاتی پیرامون تحول و آینده گیتی
جایزه ‏ی نوبل فیزیک سال ۲۰۱۱ به گروهی دانشمند، متشکل از دو پژوهش‏گر امریکایی و یک پژوهش‏گر امریکایی استرالیایی‏ تبار اعطا گشت. این سه اخترفیزیک‏دان که همگی حدوداً ۵۰ ساله هستند، برای تحقیقات‏شان پیرامون کیهان‏ شناسی و خصوصاً تحول گیتی مورد تقدیر قرار گرفته‏ اند. رادیو فرانسه، سائول پرلماتر، رییس طرح کیهان‏ شناسی ابرنو اختر دانشگاه کالیفرنیا است و دو برنده‏ ی دیگر جایزه‏ ی نوبل فیزیک سال 2011، یعنی آدام رایس و برایان اشمیت، جزو دانشمندان برجسته‏ ی مرکز اخترفیزیک ‏شناسی دانشگاه هاروارد به‏ حساب می‏ آیند.
  روشنگری بیشتر با دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیک‏دان رصدخانه‏ ی پاریس:


پژوهش این برندگان جایزه ‏ی نوبل در زمینه ‏ی کیهان ‏شناسی است و دست‏ آورد آن‏ها نظر ما را نسبت به "فرگشت" یا تحول گیتی و به ‏ویژه آینده ‏ی گیتی تغییر داده است.
مقصود از گیتی سراسر هستی است. گیتی از میلیاردها کهکشان پدید آمده که هر کهشکان خود از میلیاردها ستاره درست شده است و می‏دانیم که هر ستاره خورشیدی است. قبلاً اشاره کنم که در اخترشناسی، نباید گیتی را با کیهان و جهان اشتباه کرد. هر کدام معنای ویژه ‏ای دارند.
گفتیم که گیتی همه ‏ی هستی است و از همه‏ ی کهکشان‏ها تشکیل شده است. کیهان بخشی از گیتی است و جهان به محیط سیاره‏ ها گفته می‏شود. مانند کره‏‏ ی زمین که جهان ماست و در گیتی جهان‏ های بسیاری وجود دارند.
برای پی بردن به اهمیت کار این اخترفیزیک‏دانان باید ببینیم که پیش از دست‏ آورد آن‏ها میزان دانسته‏ های ما در زمینه ‏ی کارشان چه بوده است. می‏دانیم که همه‏ ی کهکشان‏ها دارند با سرعت سرسام‏ آوری -هزاران کیلومتر در ثانیه- دارند از هم دور می‏شوند. هرچه کهکشان‏ها دورتر بشوند، سرعت گریزشان بیشتر است. دورترین کهکشان‏ ها با سرعت نزدیک به نور، یعنی 300هزار کیلومتر در ثانیه حرکت می‏کنند.
این پدیده و چند پدیده ‏ی مهم دیگر که در این‏جا به آن‏ها نمی ‏پردازیم، بر این دلالت دارند که در گذشته ‏ی بسیار دور، 13-14 میلیارد سال پیش، چیزی روی داده که منشاء این گریز و یا دور شدن کهکشان‏ها از هم است. در واقع، این روی‏داد که "بیگ‏ بنگ" نامیده می‏شود، سرآغاز گیتی است ...

۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۲:۱۹
مجتبی ذوالفقاری

بنا بر آخرین گزارش‌ ناسا سرانجام گویا تکلیف یکی از بحث ‌برانگیزترین موضوعات علم ستاره‌شناسی روشن شده است؛ آندرومدا کهکشان راه شیری را نابود می کند!

پس از یک قرن بحث و جدل و فرضیه‌های مختلف پیرامون سرانجامِ دو کهکشانِ "راه شیری" و "آندرومدا"، دانشمندان ناسا خاطرنشان ساخته‌اند که کهکشان آندرومدا که با سرعت بسیار زیادی به سوی کهکشان ما- کهکشان راه شیری- در حرکت است، در کمتر از چهار میلیارد سال دیگر، سرانجام با کهکشان ما برخورد خواهد کرد و یکی از بزرگ‌ترین فجایع گیتی را سبب خواهد شد.

به گزارش رادیو فرانسه، دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیکدان نپاهشگاه پاریس درباره این موضوع مهم می گوید: کهکشان ما، "راه شیری"، نزدیک به 200 میلیارد ستاره دارد که خورشید یکی از ستارگان آن است. در همسایگی کهکشان ما، کهکشان دیگری وجود دارد به نام "آندرومدا" که در فاصله‌ی دوونیم میلیون سال نوری قرار گرفته است. یعنی نور که با سرعت 300هزار کیلومتر در ثانیه حرکت می‌کند، دو میلیون و 500هزار سال وقت لازم دارد تا به ما برسد. آندرومدا کمی از کهکشان ما بزرگ‌تر است.

 در حدود 100 سالی است که می‌دانیم آندرومدا به سوی کهکشان ما در حرکت است، اما نمی‌دانستیم که آیا با کهکشان ما برخورد می‌کند یا از کنار آن رد می‌شود. خبر جدید در این باره که به آن اشاره کردید، این است که اخترشناسان پس از چند سال رصد با تلسکوپ فضایی "هابل"، به این نتیجه رسیده‌اند که این دو کهکشان با هم تصادف خواهند کرد.

در این پژوهش جدید، سوی حرکت آندرومدا به خوبی مشخص شده است. بنا به این پژوهش ‌ها، آندرومدا هم‌اکنون با سرعت 400هزار کیلومتر در ساعت یا 120 کیلومتر در ثانیه به سوی ما می‌آید و در حدود چهار میلیارد سال دیگر با کهکشان ما برخورد خواهد کرد. در این برخورد، ستارگان هریک از این کهکشان‌ها به درون کهکشان دیگر رانده می‌شوند، مثل مولکول‌های دو گاز که با هم درمی‌آمیزند.

این‌که خورشید ما با ستاره‌ی دیگری از آن کهکشان برخورد کند، ممکن است، ولی احتمالش کم است. خطر جای دیگری است. بر اثر نیروهای گرانشی که هسته‌های این کهکشان‌ها بر هم وارد می‌کنند، مدارهای ستارگان تغییر خواهند کرد. خورشید ما هم‌اکنون در فاصله‌ی 30هزار سال نوری از مرکز کهکشان به گرد آن در حرکت است و هر 200 میلیون سال یک بار، مرکز کهکشان را دور می‌زند. بر اثر برخورد این دو کهکشان با هم، خورشید به ناحیه‌های بیرونی پرتاب خواهد شد. ممکن است که در این پرتاب زمین و دیگر سیاره‌ها مدارشان را به گرد خورشید حفظ کنند، ممکن هم هست که سیاره‌ها، از جمله زمین، هریک به سویی پرتاب بشوند...

۰ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۲:۰۰
مجتبی ذوالفقاری

  • در حال حاضر در رصدخانه پاریس مشغول چه کاری هستید‌؟


موضوع پژوهش‌های من در اخترشناسی و اخترفیزیک چگونگی به وجود آمدن ستارگان پرجرم است؛ یعنی ستارگانی که جرمشان دست کم 10 برابر از جرم خورشید بیشتر است. امروزه می‌دانیم که ستارگان عادی، مانند خورشید، چگونه پدید آمده‌اند، ولی مسئله به‌وجود آمدن ستارگان پرجرم هنوز حل نشده است.
 

  • در مورد یافته‌ها و کشفیات جدیدتان بیشتر برایمان توضیح دهید. برنامه آینده فرانسه در این زمینه چیست‌؟

وارد شدن به جزئیات در اینجا آسان نیست، چون موضوع بسیار تخصصی است. چیزی که برای همگان می‌توانم بگویم این است که ما در دو کهکشان همسایه راه شیری خودمان (ابر‌های بزرگ و کوچک ماژلان) جسم‌های خاصی کشف کرده‌ایم (میغ‌های یونیده) که در برگیرنده ستارگان نوزاد پرجرم‌ هستند. نپاهش (رصد)‌های ما به کمک تلسکوپ فضایی ‌هابل و تلسکوپ‌های سازمان اخترشناسی اروپا در شیلی برای پژوهش در باره این جسم‌هاست. نتیجه این پژوهش‌ها در مجله‌های تخصصی جهانی به چاپ رسیده‌اند. اخترشناسان و پژوهشگران فرانسوی در بخش‌های گوناگون اخترفیزیک طرح‌های بسیاری دارند.
هم‌اکنون بزرگترین طرح‌های پژوهشی فرانسه (و دیگر کشورهای اروپایی همتای آن) با همکاری بین‌المللی انجام می‌گیرد. این روش هزینه‌ها را کمتر می‌کند و اجازه می‌دهد چندین طرح گوناگون را با هم به ثمر رساند و از تخصص‌های بیشتری برخوردار شد.

از میان این طرح‌های بسیار می‌توان آلما (ALMA) را نام برد که شبکه‌ای است از 60 تلسکوپ رادیویی، هرکدام به قطر 12 متر و که در شمال شیلی در دست تهیه است و نخستین تلسکوپ‌های آن سال آینده آغاز به کار خواهند کرد. گایا (GAIA) طرح دیگری است که سازمان فضایی اروپا رهبری می‌کند و فرانسه در آن نقش مهمی دارد. این طرح عبارت است از تلسکوپی فضایی برای اخترسنجی یک میلیارد ستاره در سراسر آسمان و بسیاری پژوهش‌های وابسته دیگر. قرار است این تلسکوپ سال 2011 به مدار فرستاده شود. هزینه هریک از این طرح‌ها صدها میلیون یورو برآورد می‌شود.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۱:۵۶
مجتبی ذوالفقاری

رادیو فردا: آنچه را که مردم بشقاب پرنده می نامند وجود خارجی دارد یا خیر؟

دکتر مجمد حیدری ملایری: در مورد اسم  پدیده «بشقاب پرنده» چند کلمه توضیح بدهم. این نام مناسبی نیست، چون همه این اجسام به صورت بشقاب نیستند، انواع و اقسام دارند.

این نام اصلا از زبان انگلیسی می آید و برمی گردد به سال های بعد از جنگ جهانی دوم که موج پیدا شدن این نوع اشیاء راه می افتد.

 

  • الان در زبان های اروپائی، انگلیسی، فرانسه به آن می گویند «جسم های پرنده ناشناخته» و به تازگی سازمان پژوهشی فرانسه که بخشی از کارهای آن مطالعه همین پدیده است، به آن نام «پدیده هوا فضائی ناشناخته» داده است.

محمد حیدری ملایری

در آن زمان چون کسی که این اشیای نورانی را نخستین بار دید آن را بشقاب پرنده نامید، این نام هنوز استفاده می شود. او یک بازرگان آمریکائی بود به نام کنس آرنولد. او چند بار که با هواپیمای شخصی خود در حرکت بوده اینها را دیده بود.

اما الان در زبان های اروپائی، انگلیسی، فرانسه به آن می گویند «جسم های پرنده ناشناخته» و به تازگی سازمان پژوهشی فرانسه که بخشی از کارهای آن مطالعه همین پدیده است، به آن نام «پدیده هوا فضائی ناشناخته» داده است.

اینها اشکال گوناگونی دارند، مثلا کروی یا سیگارمانند. بعضی مواقع هم شکل خاصی ندارند.

ولی وجه مشترک آنها نورانی بودن این اجسام است، با سرعت زیاد حرکت می کنند و به نحو عجیبی جای خودرا تغییر می دهند،  قدرت مانور دارند، گاه به چند جسم نورانی تجزیه می شوند و غیره.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۱:۵۳
مجتبی ذوالفقاری


برای دریافت   پرونده ی صوتی اینجا کلیک کنید



۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۱:۴۸
مجتبی ذوالفقاری

The Extrasolar
Planets Encyclopaedia

برپایی: فوریه‌ی ۱۹۹۵
Developped and maintained by the exoplanet TEAM
روز‌آمد: 30 اکتبر 2013 (1029 planets)
Please report any problems to vo.exoplanet@obspm.fr


در فضای بیکرانه ی پیرامونی ما سیاره‌هایی هستند که به گرد ستاره‌ای به جز خورشید می‌گردند،در دانش اخترشناسی بدانها سیاره‌های اُسترخورشیدی (extrasolar planets) یا برون‌سیاره (exoplanets) گفته می‌شود. انگاره ی وجود چنین سیاره‌هایی از زمان نیوتن پیش نهاد شده است اما نخستین برشناخت یا تشخیص استوار در این زمینه به سال ۱۹۹۵ م/۱۳۷۴ خ به دست اخترشناسی سویسی به نام میشل می‌یر (Michel Mayor) در فرانسه انجام گرفت. تا آغاز آگوست ۲۰۰۸ م/امرداد ۱۳۸۷ خورشیدی،۳۰۷ نمونه از این گونه سیاره‌ها یافت شده‌اند. برای آگاهی بیشتر به این نوشته در ویکی‌پدیا نگاه کنید.

به تازگی به همت و تلاش دکتر ژان اشنِدِر (Jean Schneider)در نپاهشگاه (رصدخانه‌ی) پاریس، دانشنامه‌ای با نام دانشنامه‌ی سیاره‌های اُسترخورشیدی برپا شده است.



دکتر ژان اشندر - دکتر محمد حیدری ملایری

دکتر ژان اشندر
، اخترفیزیکدان نپاهشگاه پاریس، مدیر پژوهش، ویژه‌کار (متخصص) فیزیک کونتوام، کیهان‌شناسی، فلسفه، و زیست اُسترخورشیدی است.
این دانشنامه پایگاه داده ای است برای بررسی های استرخورشیدی و هر ماه با پیشرفت‌ها و یافته‌های تازه روزآمد می‌شود و نشانی تازه ترین یافته‌ها و کتاب‌ها و مقاله‌ها را نیز در خود دارد.
گنجانده‌های این تارنما (یا تارسیت) به شیوه‌ی خودکار روزآمد می‌شوند. این نوشته‌ها به زبان‌های مهم اروپایی یعنی انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، پرتغالی، لهستانی و نیز پارسی است. زبان پارسی تنها زبان نااروپایی این گردآورد (مجموعه)  است که دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیکدان و اخترشناس ایرانی نپاهشگاه پاریس، رنج ترجمه و نگهداری آن بخش را بر خویش هموار است.


برگرفته از وبلاگ شهربراز با اندکی ویرایش و افزایش


پی نوشت : برای آگاهی بیشتر درباره ی پیشوند "اُستر" بنگرید به درایه ی  Extra  در فرهنگ ریشه شناختی دکتر حیدری ملایری.
۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۲ ، ۱۵:۳۸
مجتبی ذوالفقاری



چقدر فارسی بنویسیم، خوب است؟
سال هفتاد و چهار اولین خورشید گرفتگی عمرم را تجربه کردم. گرفت کامل به مدت سیزده ثانیه در شرقی ترین نقطه ایران، جایی در بیرجند. اما این سفر بیست و دو ساعته با اتوبوس تجربه‌های یگانه دیگری هم به همراه داشت ...
اما از همه اینها ارزشمندتر آشنایی با استادی بود که تا آن زمان تنها نامش را شنیده بودیم و گفتگوهایش را خوانده بودیم و حالا بعد از سالها دوری از وطن برای این خورشیدگرفتگی یا به بیان خودش «خورگرفت» به ایران آمده بود. نکته‌ای که شدیداً توجه همه ما را جلب کرده بود این بود که دکتر محمد حیدری ملایری بر خلاف دیگر دوستان و همکارانش که تا پایشان به فرنگ می‌رسد زبان فارسی را می‌بوسند و کنار می‌گذارند و اگر پای صحبتشان بنشینی فقط حرف ربطهای فارسی را می‌فهمی، کاملاً فارسی صحبت می‌کرد!‌این کاملاً یعنی از فارسی حرف زدن من و شما هم خیلی بیشتر!‌انگار که با یک استاد ادبیات طرف هستید،‌ نه اخترشناس دانشگاه پاریس
این گذشت تا چندی پیش که بعد از ده سال راز این معما گشوده شد. آن هم با این نوشته داریوش آشوری . به! ‌پس دکتر حیدری ملایری یک پا استاد زبان بودند و ما خبر نداشتیم!‌ ما فکر می‌کردیم فقط عشق به وطن و این ماجراهاست که باعث شده دکتر حیدری به جای کسوف یا خورشیدگرفتگی بگویند خورگرفت و همه صورتهای فلکی را هم به نامهای پارسیشان اسم ببرند.
دکتر حیدری سالهاست که دست‌اندرکار گردآوری یک واژه نامه فارسی برای عبارتها و اصطلاحات علمی و فنی است. مسأله‌ای که همیشه دغدغه خود من در نگارش و ویرایش علمی بوده است. بیشتر همکاران ما به خود زحمت پیدا کردن معادلهای موجود برای اصطلاحات فنی را نمی‌دهند و حتی چکیده مقاله‌های خود را برای همایشهای علمی داخل کشور هم به زبان انگلیسی می‌فرستند، در حالی که زبان ارایه مقاله فارسی است. نتیجه این می‌شود که من و دوستان دیگر در همه کنفرانسهای سالانه فیزیک ایران یا همایش سالانه دستاوردهای نجوم کشور می‌نشستیم و به پینگلیش (کلمات انگلیسی همراه با حروف ربط و فعلهای فارسی) حرف زدن همکاران و استادان محترم می‌خندیدیم و در عین حال حرص می‌خوردیم! و از طرفی زمانی هم که نوبت ما می‌شد تا به زبان خودمان درباره یک مسأله علمی بحث کنیم، لازم بود کلمه به کلمه معادلهای انگلیسی کلماتی را که به کار می‌بریم بگوییم تا دوستان منظورمان را متوجه شوند.
وقتی اولین بار این واژه‌نامه را دیدم کلی ذوق‌زده شدم اما کم‌کم چشمانم گرد شد و گوشه‌های لبم آویزان!‌ جل‌الخالق! برای اولین بار با واٰژه‌هایی روبرو شدم که همگی برایم تازگی داشتند و تقریباً همگی برایم نامأنوس بودند. ماجرا برعکس شد: برای فهمیدن معنی کلمات به فارسی لازم بود که اصل انگلیسی را بخوانم! می‌دانم که زمانی هم بسیار دور از ذهن بود که «دانشگاه» جای «اونیورسته» را بگیرد، اما آیا ما می‌توانیم یا لازم است که تمام واژه‌های موجود را با معادلهای صددرصد فارسی پاستوریزه عوض کنیم؟چند مثال می‌آورم.
absorb = daršamidan درشمیدن
accident = došâmad دشامد
active = žirâ ژیرا
accretion flow = tacan-e farbâl تچان ِ فربال
Algol (β Persei) = Alqul, Ra's-ol-Qul الغول، رأس‌الغول
amateur astronomer = axtaršenâs-e dustkâr اخترشناس ِ دوستکار
وقتی ما در زبان عادی محاوره و نگارش به جای «جذب» نمی‌گوییم «درشمیدن» یا به جای «تصادف» نمی‌گوییم «دشامد» یا به جای «فعال» نمی‌گوییم «ژیرا» یا به جای «جریان» نمی‌گوییم «تچان»، آیا می‌توانیم این واژه‌ها را برای نوشتن یک متن علمی به کار ببریم و انتظار باشیم که مورد پسند و فهم همه باشد؟
در حال حاضر در متن‌های علمی فارسی واژه «برافزایشی» هم معادل واژه «فربال» ساخته شده است. البته ظاهراً‌ دکتر حیدری اصراری بر تغییر نامهای خاص ندارند و مثلاً‌ اسم ستاره «رأس‌الغول» را ترجمه نکرده‌اند «سر دیو» (این کاری است که من خودم همیشه می‌کنم، مخصوصاً سر کلاسهای درس وقتی بچه‌ها برای اولین بار با اسم ستاره یا صورت فلکیی آشنا می‌شوند ترجیح می‌دهم که تا جایی که ممکن است از کلمات فارسی استفاده کنم و حتی نامها را ترجمه کنم). اما انصافاً از «اخترشناس دوست‌کار» به جای «منجم آماتور» خیلی خوشم آمد! ما همیشه به جای «آماتور» می‌گفتیم «غیر حرفه‌ای» در حالی که خیلی از آماتورها به شدت در کار خودشان حرفه‌ای هستند.
کاری که دکتر حیدری ملایری انجام می‌دهند بسیار ارزشمند و قابل توجه است. حالا من به عنوان یک «علم‌کار» که ادعایی هم در ادبیات و زبان ندارم اما دوست دارم که کارم را به زبان فارسی بنویسم و بگویم از اهل زبان چند سؤال دارم.
حد و مرز درست فارسی حرف زدن یا نوشتن کجاست؟ اگر من از واژه‌نامه دکتر حیدری استفاده کنم اما هیچ‌کس حرف مرا نفهمد بهتر است (به این امید که بالاخره جا می‌افتد) یا به سلک همکاران دیگر بنویسم و بگویم که از قافله علم عقب نمانم؟ آیا حد وسطی وجود دارد؟ اگر دارد حد و مرزش چیست؟ و چه کسی باید آن را تعیین کند؟
آیا لازم است که زبان فارسی را از همه کلمات غیر فارسی پاکسازی کنیم و حتی واژه‌های متداول را با معادلهای نامتداول اما صد در صد فارسی جایگزین کنیم؟
به فرض این‌که جواب پرسش بالا مثبت باشد، آیا توانایی چنین کاری را داریم؟ چه‌ طور و چگونه؟
برگرفته از پایگاه خبری آفتاب
۱ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۲ ، ۲۱:۲۳
مجتبی ذوالفقاری

هدف از این یادداشت توضیح کوتاهی است درباره‌ی چرایی و چه گونگی ساخت واژه‌های نپاهیدن و نپاهشگاه که "فرهنگ ریشه شناختی اختر شناسی و اختر فیزیک"  پیش نهاده است. گرچه توضیح‌های لازم در آن فرهنگ زیر درآیه‌ی observe آمده‌اند چنین می‌نماید که برخی منتقدان رغبتی به خواندن آن توضیح‌ها ندارند. البته انتقاد لازم است و بحث سودمند. ولی انتقاد هنگامی سازنده خواهد بود که انتقادگر به همه‌ی داده‌ها توجه کرده باشد. از سوی دیگر هستند کسانی که آن توضیح‌ها را دریافته‌اند و آن واژه‌های پیشنهادی را به کار می‌برند.
مساله این است که ما در فارسی واژه‌‌ی فراگیری برای مفهوم observation نداریم. نخست این مفهوم را بازنماییم تا روشن باشد درباره‌ی چه بحث می‌کنیم. این مفهوم را می‌توان چنین تعریف کرد: «پاییدن، زیر نظر گرفتن، و توجه مرتب به منظوری خاص، بیش تر دانشی، به ویژه از راه اندازه‌گیری». observation بنیادی‌ترین مفهوم دانش‌های آروینی (تجربی) است. پایه‌ی دیگر این دانش‌ها theory (نگره) است که در این مختصر به آن نمی‌پردازیم.
حال که مفهوم را شناختیم پیش از هر چیز ببینیم واژه‌ی observe از کجا آمده است. واژه‌ی observe در حوالی سال ۱۳۸۶ م. از زبان فرانسوی به انگلیسی میانه راه یافته است. زبان فرانسوی خود آن را از لاتینی observare گرفته است به معنای «نگاه کردن، نگاه داشتن، پاس دادن، مراقبت کردن»، از پیشاوند -ob «بر، به» و servare «پاس داشتن، نگاه داری کردن». این واژه‌ی لاتینی هم ریشه است با اوستایی -har «نگاه داشتن، پاس داشتن، توجه کردن»، haraiti «نگاه می‌دارد»، -harətar «نگاه دارنده، پاس دار»، -harəθra «نگاه داری، پاس، مراقبت». این واژه‌ی اوستایی ریشه‌ی واژه‌ی فارسی «زنهار» است به معنای «پناه، امان». همچنین هم ریشه است با یونانی heros «نگاه دارنده، پهلوان، قهرمان». ریشه‌ی پوروا-هند-و-اروپایی -ser* «نگاه داری کردن».
چنان که گفتیم، در فارسی واژه‌ی عامّی برای این مفهوم نداریم. در اخترشناسی آن را «رصد» می‌گویند، ولی بیرون از اخترشناسی برای آن واژه‌های دیگری به کار می‌برند: «مشاهده، مشاهده‌گری، ملاحظه، نگرش، و دیگرها». این وضع زاینده‌ی دست کم سه مساله است:
۱) این برابرهای دوم هر چه باشند مفهوم observation در فارسی دستخوش بُریدگی (dichotomy) است. واژه‌های نماینده‌ی این بریدگی (از یک سو «رصد» و از سوی دیگر «مشاهده، ملاحظه، نگرش») هیچ ربط واژگانی با هم ندارند. این نکته نشان می‌دهد که شیوه‌ی رویکرد فارسی‌زبانان به مفهوم های دانشی، روش‌شناسی دانشی، و شناخت‌شناسی پیچیده و مساله‌دار است.
به سخنی دیگر، فارسی‌زبانان خودکارانه درنمی‌یابند که پایه‌ی آن چه اخترشناس می‌کند با آن چه زیست‌شناس، جانورشناس، یا مردم‌شناس می‌کند، در اصل یکی است. این چنین بریدگی مانعی است در راه ساختن اندیشه‌ی روشمندانه و دانشی. و ای کاش این تنها مورد ِ سنگ بر سر راه خود انداختن و لقمه را دور سر گرداندن در زبانی می‌بود که به دقت نیازمند است.
۲) واژه‌ی «مشاهده» به معنای observation در فارسی پیشینه ی چندانی ندارد و از اصالتی برخوردار نیست. برابری است که برخی مترجمان بی آن که به امکان های زبان فارسی توجه کرده باشند با سهل‌انگاری به کار برده‌اند. این واژه در مقایسه با واژه‌هایی چون خوردن، پریدن، خواندن، دویدن، دیدن معنای دقیقی ندارد.
به فرهنگ‌ها روی آوریم: «ادراک با چشم و بینش و نگاه و نظر. معاینه کردن. نظارت. دیدار. یکدیگر را رویاروی دیدن.» مشاهده همچنین اصطلاحی است عرفانی: «نزد عرفا عبارت از حضور است». وجود این همه معنا برای «مشاهده» نشان می‌دهد که واژه‌ی دقیقی نیست. مشاهده در اصل واژه‌ای است دوطرفه، مانند مجادله (با هم جدل کردن)، مقابله (با هم رو به رو شدن)، معامله، مذاکره (با هم گفت و گو کردن)، مکاتبه (براى هم نوشتن)، مشاهده: یکدیگر را دیدن. اما در observation تنها یک سو، یعنی انسان، است که نگاه می‌کند و خبری از «نگاه به همدیگر» نیست.
افزون بر این کاستی‌ها، «مشاهده» واژه‌ای است چهارهجایی که فعل بسیط ندارد. بدین معنا که «مشاهده کردن» از پویایی، نرمش، و توانایی لازم برای ساختن جداشده‌ها برخوردار نیست. در زبان دانشی وجود همکردها دشواری مهمی است. برای آگاهی بیش تر نگاه کنید به مقاله‌ى "بحثی درباره ی صرف فعل در زبان علمی فارسی" (از همین نگارنده به سال ۱۳۵۲ خ).
چنین مفهوم بنیادینی در دانش به برابر ِ فارسی ِ استوار، سنجیده، و دقیقی نیاز دارد. برای پدید آوردن راژمان (سیستم) ِ زبانی توانایی که پاسخ گوی نیازهای دانشی و فنی باشد، باید از چنین سهل‌انگاری‌ها و بی‌دقتی‌ها دوری گزید. گزاره‌ی شماره‌ی ۲ در پیشگفتار «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» لازم می‌داند که مفهوم های بنیادی دانشی برابر ِ فارسی ِ مناسب داشته باشند. و این وظیفه‌ی علاقه‌مندان به نگاهداشت و توانایی فارسی است که چنین برابری را بیافرینند، با یاری گرفتن از همه‌ی امکان ها از جمله دست آوردهای زبان شناسی، به ویژه زبان شناسی تاریخی و مقایسه‌ای.
۳) برابر ِ دیگر ِ observation واژه‌ی «رصد» است (در عربی به معنای «مواظبت، نگهبانی، مراقبت») که تنها در اخترشناسی به کار می‌رود. این واژه در پزشکی، روان شناسی، هواشناسی، جامعه‌شناسی، و ده ها رشته‌ی دیگر که با observation سروکار دارند به کار نمی‌رود. مثلن گفته نمی‌شود «رصد گروه های اجتماعی»، «رصد بیمار»، «رصد رفتار جانوران». همچنین «رصدخانه» تنها در اخترشناسی کاربرد دارد و در فارسی با برابرهایی چون «رصدخانه‌ی بیماران»، «رصدخانه‌ی دانش های انسانی و اجتماعی» و «رصدخانه‌ی حقوق بشر» رو به رو نمی‌شویم، مگر در کار کسانی که برای ترجمه تنها از نرم‌افزار استفاده می‌کنند.
بر پایه‌ی این تجزیه و تحلیل و به پی روی از روش‌شناسی ِ دانشی و نیاز به روشن‌اندیشی و دقت، منطقی می‌نماید که برای مفهوم بنیادین observation واژه‌ی یگانه‌ای در فارسی داشته باشیم. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک وظیفه‌ی خود دانسته است که به این نیاز پاسخ گوید. برابر فراگیری که می‌توانست برای مفهوم observation به کار رود واژه‌ی «پاییدن» است که ابوریحان بیرونی گاه به جای «رصد» به کار برده است: «و بپای تا به دایره اندر آید» (التفهیم، برگ ۶۴)، «و بپای ارتفاع آفتاب را» (التفهیم، برگ ۳۱۳). شادروان جلال‌الدین همایی در واژه‌نامه‌ی «التفهیم» می‌گوید: «پاسیدن و پاییدن: رصد کردن و مراقبت کردن در احوال ستارگان».
در این جا برای روشنی باید به کالبدشکافی این واژه بپردازیم. پاییدن از فارسی میانه -pātan/pāy می‌آید به معنای «نگاه داری کردن، مراقبت کردن»، سغدی p’y «پاییدن، مراقبت کردن»، فارسی باستان -pā «مراقبت کردن»، -patā «نگاه داشته، مراقبت شده»؛ اوستایی -pā «نگاه داری کردن»، pati «نگاه می‌دارد»؛ -(nipā(y «پاسیدن، مراقبت کردن»، -nipātar «نگاه دارنده، مراقبت‌کننده»؛ -nipāθri «زن مراقبت‌کننده»؛ بسنجید با سنسکریت -pā «نگاه داری کردن، مراقبت کردن»، tanū.pā «تن‌پا، محافظ بدن»، -paś.pā «چوپان»؛ یونانی poma «سرپوش، در، کلاهک»، poimen «چوپان»؛ لاتین pascere «چراندن»، pastor «چوپان»؛ ریشه‌ی پوروا-هند-و-اروپایی -pā* «نگاه داری کردن، خوراندن». پاییدن در فارسی به چند دیسه‌ی دیگر به کار می‌رود: پاهیدن (گویش‌های لاری و گراشی)، پاسیدن، پاستن (گیلکی). تبدیل فونم‌های h و i و s به هم در زبان های هند-و-اروپایی فراوان است (هیدروژن/ئیدروژن، سند/هند).
اما به کار بردن پاییدن برای observe خالی از اشکال نیست، زیرا این واژه در فارسی معنای دیگری دارد که «ادامه داشتن، پایدار ماندن» است و در آن معنا بسیار به کار می‌رود: «... اما نور تنها یک لحظه پایید» (سیمین دانشور، «جزیره‌ی سرگردانی»، برگ ۵). همچنین پاییدن به این معنا در زبان دانشی ِ فارسی کاربرد بسیار دارد: پایا، دماپای، پای داری، پایندگی. وجود این معنای دوم، به احتمال، به سبب بر هم افتادن -pātan/pāy بر -pattutan/pattāy «استمرار داشتن» در فارسی میانه است.
به این دلیل‌ها، برای توانا کردن زبان علمی فارسی، فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک نپاهیدن (nepāhidan) را برابر (observe (v پیش نهاده است. این واژه از دو بخش ساخته شده است: پاهیدن که همان پاییدن است، چنان که در بالا آمد و پیشاوند -ne. این پیشاوند به معنای «پایین، به سوی پایین» در فارسی در واژه‌های «نگاه، نگر، نشستن، نهفتن، نفرین» وجود دارد. ریشه‌ی آن به اوستایی/فارسی باستان -ni «پایین، در» برمی‌گردد، و هم ریشه است با سنسکریت -ni «پایین»، یونانی neiothen «از پایین»؛ همچنین انگلیسی nether (برای نمونه در نام انگلیسی کشور هلند: Netherlands نام آن در فرانسوی Pays-Bas)، آلمانی nieder؛ ریشه‌ی پوروا-هند-و-اروپایی *ni- «پایین، زیر».
با پذیرفتن نپاهیدن برای observe منطقی است که همه‌ی جداشده‌های این مفهوم را با آن بیان کنیم: نپاهش، نپاهیده، نپاهشگر، نپاهیدنی، و نپاهشگاه برای رصدخانه.
البته ممکن است کسانی این رویکرد را بی هوده بدانند و بپندارند به چنین کوشش‌هایی نیاز نیست. برای نمونه استاد ارجمند داریوش آشوری در پاسخ به پرسنده‌ای گفته‌اند: «باید بگویم که من هم مانند شما ضرورتی برای ساختن واژه‌ی جانشین برای رصدخانه و واژه‌هایی از این دست نمی‌بینم، آن هم با مایه‌های دوردست زبان‌های کهن ایرانی که جز گروهی کوچک از زبان دانان و زبان‌شناسان با آن ها آشنا نیستند.»
این سخن ایشان بدین معناست که بحث‌های بالا زایدند، یعنی نیازی به این گونه تجزیه و تحلیل روش‌شناسانه و زبان شناسانه نیست، زیرا واژه‌های مشاهده و رصد و رصدخانه نیازهایمان را برآورده می‌کنند. با توضیح‌هایی که در بالا آمدند داوری در این باره بر عهده‌ی خواننده است. در ضمن بد نیست اشاره شود که واژه‌های نپاهیدن و نپاهشگاه را کسی که با اخترشناسی و دانش دقیق بیگانه است پیشنهاد نکرده، بلکه از سوی فیزیک دان، اخترفیزیک دان و اخترشناسی است که می‌کوشد در حیطه‌ی تخصصی‌اش دشواری های پایه‌ای فارسی را در پدید آوردن راژمان زبان علمی بشناسد و از میان بردارد. واژه‌ی نپاهیدن دست آورد چند دهه پژوهش در زبان فارسی، گویش‌های آن، پیشینیانش، ارج‌گذاری به میراث‌های کهن آن، و اعتقاد به توانایی ذاتی ِ پیوستار فارسی است که بسیاری از آن ها ناآگاهند.
بگذریم. با واژه‌های بی‌بندوبار نمی‌توان زبان دانشی داشت، و این گونه تجزیه و تحلیل که برای «نپاهیدن» آمد، بی‌شک لازم و سودمند است. این کار نقطه‌های ضعف اصطلاح‌های فارسی را آشکار می‌کند و سبب به تر شناختن و فهمیدن مفهوم‌ها می‌شود. در فراروند این سبُک سنگین کردن ها مفهوم زبان اروپایی (در این جا observation) کالبدشکافی می‌شود. همچنین توضیح ِ روش ِ یافتن ِ برابر فارسی آگاهی‌های فراوان درباره‌ی جنبه‌های گوناگون زبان فارسی به خواننده می‌دهد و توانایی‌های ناشناخته‌ی زبان فارسی را از تاریکی به روشنایی می‌کشاند.
اعتقاد به این که این بحث‌ها ضرورت ندارند، به معنای محروم ساختن خود و فارسی‌زبانان از آموختن و شناختن و آموزشگری است. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک برابرهایی را که پیش می‌نهد به همین روش تجزیه و تحلیل می‌کند تا خواننده با بیش ترین داده‌ها درباره‌ی آن ها داوری کند. این گونه هشدار درباره‌ی بی‌ضرورت بودن شامل حال واژه‌هایی چون شهرداری، شهربانی، دادگستری، واژه، و ده ها نمونه‌ی دیگر هم می‌شده، که به جای بلدیه، نظمیه، عدلیه، لغت، و دیگرها نشسته‌اند. ولی نباید به هیچ روی از رها کردن این واژه‌ها تاسف خورد. فزون آن که هر واژه‌ی نو با خود امکان های تازه‌ای برای ساخت واژه‌های دیگر می‌آورد.
روش مقابل عبارت است از پذیرفتن واژه‌های نامناسب یا برابرهای اروپایی آن ها بی آن که کوشش لازم برای یافتن برابر فارسی آن ها بشود. برای روشن شدن مثالی بزنیم. فرض کنیم که با مفهوم های object و subject رو به رو باشیم. چنان که در بالا دیدیم جست و جوی برابر فارسی برای این مفهوم ها بسیاری آگاهی‌ها درباره‌ی خاستگاه این واژه‌ها به دست می‌دهد. این کار همچنین انگیزه‌ای خواهد بود برای پژوهش درباره‌ی راه های تازه در حلّ دشواری های واژگان دانشی فارسی. میرشمس‌الدین ادیب سلطانی در ترجمه‌ی «سنجش خرد ناب» کانت واژه‌های «برون‌آخته» و «درون‌آخته» را برای آن مفهوم ها به کار می‌برد. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک «برآخت» و «درآخت» را ترجیح داده است. برای آگاهی بیش تر درباره‌ی چرایی و چه گونگی این واژه‌ها به آن اثر نگاه کنید.
در مقابل، پذیرفتن واژه‌های فرانسوی «ابژه» و «سوژه» آفرینندگی چندانی ندارد، از ابتکار تهی است، و هیچ کمکی به حل دشواری های پیش روی اصطلاح‌شناسی فارسی نمی‌کند. همچنین اگر بخواهیم از استدلال «مانوس بودن» ِ واژه‌ها برای مردم استفاده کنیم (که این هم داستان دیگری است) باید گفت ایرانیانی که با زبان فرانسوی آشنایی دارند بسیار در اقلیت اند. همه در مدرسه انگلیسی یاد می‌گیرند، انگلیسی زبان بین‌المللی ِ چیره است، و بنابراین «آبجکت» و «سابجکت» برتری‌های خود را دارند و نباید آن ها را دست کم گرفت.
نکته‌ی دیگری که در گفته‌ی استاد آشوری نیاز به باز کردن دارد «مساله»ی مایه‌های دوردستی است که گروه کوچکی آن ها را می‌شناسند. در کجای نپاهیدن چنین چیزی هست؟ چنان که آمد، نپاهیدن همان پاییدن، پاهیدن، پاسیدن است که در فارسی کنونی به کار می‌رود. پیشوند -ne هم چنانکه دیدیم در فارسی وجود دارد. کسی که نمی‌داند، به آسانی می‌تواند بیاموزد. در فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک توضیح‌ها آمده‌اند. البته این فرهنگ همچنین واژه‌هایی را پیش می‌نهد که ناشناسند. چرایی این در پیشگفتار آن اثر به گستردگی بازنموده شده است. این خرده‌گیری هنگامی می‌توانست به جا باشد که آن واژه‌های نو توضیح و تشریح لازم را به همراه نمی‌داشتند. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک به روشنی و به شیوه‌ای آموزشگرانه ناشناخته‌ها را بازنموده است.
چرا باید اصل را بر نافهمی و ناتوانی مردم گذاشت و بدین وسیله دست و پا را بست و پیشرفت را مانع شد؟ چرا نباید اصل بر این باشد که فارسی‌زبان هوشمند است و توانایی فهمیدن دارد؟ جوانان تشنه‌ی آموختن اند، درمی‌یابند و دانسته‌ها را به دورتر می‌برند. کسی که می‌داند سزاست که آموزشگری کند و به دیگران آزادی گزینش دهد. این که ما برای دیگران تصمیم بگیریم که آنان نخواهند فهمید، و در نتیجه خود را سانسور کنیم، به داستان رقت‌انگیزی می‌ماند که بازنمودنش فرصت دیگری می‌خواهد.
چیزی که محافظه‌کاران را می‌آزارد، به کار گرفتن الگوهایی است که در محدوده‌ی سنتی نمی‌بینند. فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک به پی روی از ابراهیم پورداود، بهرام فره‌وشی، محمود حسابی، و میر شمس‌الدین ادیب سلطانی بر این باور است که امکان های زبانی ما به فارسی دری کران‌مند نمی‌شوند و باید از همه‌ی منبع‌های پیشینه‌ی فارسی و گویش‌های آن بهره گرفت. تنها از این راه است که می‌توان به فارسی توانایی لازم را برای بیان مفهوم های دانشی و فلسفی نوین داد. این گمان که تنها با فارسی ادبی پس از اسلام می‌توان از پس ِ نیازهای روزافزون اصطلاح‌شناسی امروزین برآمد سرابی بیش نیست. روش سنتی، که خود را به زیرمجموعه‌ی کوچکی از کل زبان فارسی مقید می‌کند، خرده‌کاری ساده‌انگارانه است. تنها با یاری گرفتن از زبان های مادر فارسی دری و امکان‌هایی که گویش‌ها فرامی‌نهند می‌توان راژمان واژگانی ِ دقیق و پویا پدید آورد.
کار سنت‌گرایان را می‌توان به کوشش برای ساخت آسمانخراش با خشت و گل همانند کرد. این کار نشدنی است، همچنان که رفتن به ماه با نردبان. برای بر پا کردن آسمانخراش باید از تکنیک‌ها، روش‌ها و مصالحی استفاده کرد که معمار سنتی با آن ها ناآشناست.

برگرفته از وبلاگ "شهربراز"

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۹:۲۶
مجتبی ذوالفقاری

نویسنده : دکتر محمد حیدری ملایری

کتاب امروز، پاییز ۱۳۵۲ خورشیدی / ۱۹۷۳ میلادی – صفحهء ۴۵ تا ۴۸

بیان مفهومهای علمی و فنی غرب به زبان پارسی همواره با مسائل فراوانی روبرو بوده است. مقالهء حاضر بحثی است دربارهء یکی از جنبه‌های این دشواریها. در اوایل قرن نوزدهم، ایرانیان با فرهنگ و تمدن اروپایی تماس بیشتری یافتند. رفتن برخی از ایرانیان به اروپا برای آموختن علوم و فنون و نیز دعوت از اروپاییان برای تعلیم در ایران، سبب آشنایی هر چه بیشتر ایرانیان با علوم و فنون نوین شد. بویژه، بعد از مشروطه، گرایش بسیار به تالیف و ترجمهء کتابهای علمی و فنی پدید آمد، و علوم نوین به حوزه‌های درسی ایران وارد شدند.

این علوم نوین مفهومهایی داشتند که در زبان فارسی بیسابقه بودند، و طبعاً فارسی می‌بایست آنها را در خود جای دهد. اشکال، تنها در نداشتن اصطلاحهای نو نبود، زیرا در انتقالهای فرهنگی، همیشه هر زبان مفهومهایی را که ندارد به هر ترتیب از چند راه فراهم می‌آورد – مثلا از وام گرفتن اصطلاحهای بیگانه، و نیز ساختن واژه‌های نو در برابر آن مفهومها. اشکال اساسی یکی این بود که زبان دری چندان تجربه‌ای برای درآوردن واژه‌های بیگانه به قاعده‌های دستوری خود نداشته است. دیگر آنکه نثر علمی فارسی در زمان تماس با فرهنگ اروپایی توانایی چندانی نداشت، و به گفتهء ملک الشعراء بهار نه عربی بود و نه پارسی، و پر بود از روابط بی‌رویه و جمله‌های بی‌سروپای. [۱]

زبان فارسی با شیوهء منظم و منسجم اصطلاح‌شناسی یا ترمینولوژی علمی اروپا روبرو بود که پس از رنسانس و انقلاب صنعتی رفته رفته روش‌دارتر و تواناتر شده بود. مؤلفان و مترجمان آن دوره، تعدادی از اصطلاحهای اروپایی، بویژه فرانسوی، را در گفته‌ها و نوشته‌های خود وارد ساختند و نیز از زبان عربی کمک گرفتند – اما در این کارها ضابطه‌ای وجود نداشت؛ بعلاوه عربی نیز با همین اشکالات، منتها از جنبه‌های دیگری روبرو بود. به عنوان نمونه می‌توان از اصطلاحهای زیر که در آن ایام به کار می‌رفته نام برد:
ضغظه، تر؟یب، جرثقیل، بارومطر، تحمیص، قوای معاونه، قوهء اتصالیه، مطلوئید، موازنة المیاه، آلت سباحه، میزان الثقل، ایزومرفیسم، اراضی مرسوبه.

بعدها بر اثر فزونی گرفتن اصطلاحهای غربی و «بی‌تحرکی» واژه‌های عربی در بافت دستوری زبان فارسی، و نیز علاقه به فارسی‌نویس، گرایشی به واژه‌های فارسی پیدا آمد
۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۹:۲۰
مجتبی ذوالفقاری

در ساختن برابر برای مفهوم‌های بیگانه، بنیادی‌ترین و مهم‌ترین نکته، درست فهمیدن آن مفهوم است. نه تنها باید آن مفهوم را کاملاً شناخت بلکه باید جداشده‌های گوناگون آن را هم در دانش‌های دیگر بررسید تا برداشتی همه‌جانبه از آن مفهوم داشت. نمونه‌ی کوچکی که در بالا بدان اشاره شد همان term و determine است.

یکی از راه‌های ساختن برابر برای مفهومی بیگانه، بررسی ریشه‌شناسی آن مفهوم است. این روش بسیار سودمند است و در بیش از ۹۰ درصد موردها کارگر می‌افتد. البته هم‌چنین به میزان شناخت واژه‌ساز از آن مفهوم و نیز از ریشه‌شناسی در زبان‌های آغاز و فرجام بستگی دارد. این روش را فرهنگستان یکم به شیوه‌ای گسترده به کار برده است. نمونه‌ها: آذرسنج، انگل‌شناسی، اژدرافکن، بادسنج، باستان‌شناسی، بندپایان، بی‌سران، پارینه‌سنگی، پرتونگاری، پنجه‌گرگیان، تک‌لپه، چینه‌شناسی، درشتخوار، دگردیسی، رویان‌شناسی، ریزبین، ریزخوار، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی، فرازیاب، فشارنگار، کان‌شناسی، کوهزایی، گیاه‌شناسی، نم‌سنج، واگرایی و دیگرها. گروه دکتر مصاحب هم، چنین روشی را دنبال کرده است: آب‌پخشان، بَسپار، بادنگاشت، پیشین‌رود، پوش‌سنگ، تراگذر، تختان، ته‌تراز، تک‌گانی، تل‌سنگ، خودگانی، دگروار، دگرگانی، دماسنج، زیست‌کُره، سنگین‌کُره، سنگ‌بستر، سیاخاک، نقشه‌نگاری، شورگن، کوردره، گردچال، واچرخه، موج‌نگاری، هملرز، همشید، همپار، یختاب.

ادامه ی این جستار را در اینجا بخوانید ...

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۹:۰۶
مجتبی ذوالفقاری

در این پیوست برآنیم به بررسی درآیه ای دیگر از فرهنگ ریشه شناختی دکتر حیدری ملایری بپردازیم.درواقع این نوشتار سرآغازی خواهد بود بر رشته ای از جستارها که به واکاوی درآیه های فرهنگ یادشده می پردازد.البته خواست ما به چالش کشیدن برابرنهادهای پارسی دکتر حیدری ملایری نیست (چرا که جایگاه دانشی این دانشمند بزرگ کجا و دانسته های اندک ما کجا) بلکه می خواهیم پرکاربردترین ترم های دانشی را در قالبی چنین به خوانندگان و دوستداران زبان پارسی پیشنهاد کنیم. اکنون به یادکرد درآیه ی توانیک خواهیم پرداخت.

فرهنگ دکتر حیدری ملایری توانیک را برای واژه ی اروپایی دینامیک پیش کشیده است.

 و اما تعریف این واژه :
تعریف نخست
Involving or relating to force related to motion
تعریف دوم
  Pertaining to the science of → dynamics
ریشه شناسی واژه ی انگلیسی این مفهوم پرکاربرد مهندسی به قرار زیر است :

From Fr. dynamique, from Ger. dynamisch, introduced by Leibnitz in 1691, from Gk. dynamikos "powerful," from dynamis "power," from dynasthai "be able to have power" + → -ic

و سرانجام به ریشه شناسی واژه ی پارسی و چگونگی ساخت آن می رسیم.در این بخش ریشه ی واژه ی توانیک را تا زبان های کهن ایرانی همچون پارسی باستان و پارسی میانه دنبال می کنیم :

Tavânik, from tavân "power, strength," tavânestan "to be powerful, able," + Pers. suffix -ik; → -ics. The first component from Mid.Pers. tuwan "power, might," from O.Pers./Av. base tav- "to have power, to be strong, to be able," Av. tavah- "power," təviši- "strength," Mod.Pers. tuš, tâb "power, ability," O.Pers. tauman- "power, strength," tunuvant- "powerful," Skt. tu- "to be strong, to have authority," tavas-, tavisa- "strong, energetic," tavisi- "power, strength" + -ik-ic
از واژه ی توانیک در پارسی جداشده های (مشتقات) بسیاری ساخته می شود،چند نمونه را یادآور می شویم :
هواتوانیک ( aerodynamics) ، اخترتوانیک(astrodynamics) ،برقاتوانیک(electrodynamics) ، هیدروتوانیک(hydrodynamics)، مغنات-و-هیدروتوانیک(magnetohydrodynamics (MHD) گرماتوانیک(thermodynamics) و ...



  
۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۶:۰۸
مجتبی ذوالفقاری

روشنگری ی دانشی و ریشه شناختی درباره ی «رایانگر»، برابر ِ فارسی ی ِ «کامپیوتر»


یادداشت نویسنده :

کلیدْواژه ی انگلیسی ی «کامپیوتر»، یکی از جهانْ شمول ترین و پُرکاربُردترین وامْ واژه ها در دیگرْ زبانها و در رسانه های همگانی است. امّا در زبان فارسی، نزدیک به تمام ِ کاربَران دستگاهی که بدین نام خوانده شده است، همان نام بیگانه را به کار می برند و می نویسند و تنها در برخی از رسانه ها و نهادهای ، «رایانه» -- که نمی دانیم پیشنهاد چه کسی بوده -- جای گزین آن شده است.
آقای دکتر محمّد حیدری ملایری استاد و کارشناس در نِپاهِشگاه ِ (رصدخانه) ی ِپاریس،

پروفسور محمد حیدری‌ملایری

 در پژوهش ارزشمند خود با نام:   
فرهنگ ریشه شناختی ی ِ اخترشناسی و اخترفیزیک (انگلیسی - فرانسه - فارسی)

An Etymological Dictionary of Astronomy and Astrophysics English-French-Persian

By: M. Heydari-Malayeri,
Paris Observatory

با دقّتی ریشه شناختی و نگاهی ساختارگرایانه، ترکیب «رایانگر» را به جای «کامپیوتر» آورده است. من نیز که ساخت این واژه را سزاوار و پذیرفتنی یافتم، آن را در نوشته هایم به کار بُردم.و اما روشنگری در باره ی این واژه ی پارسی :


computer = râyângar (#) رایانگر
Fr.: ordinateur
An electronic device which can accept data, apply a series of logical instructions
rapidly, and supply the results of the processes as information.
From → compute (v.) + suffix → -er.
Râyângar "arranger, organizer," on the model of Fr. ordinateur according to
which the electronic device arranges/organizes instructions and information.
Râyângar, from râyân- stem of râyânidan "to regulate, set in order," from
Mid.Pers. râyânīdan "to arrange, organize" + -gar agent suffix. Râyân-, from

rây-, Mod.Pers. ârây-, ârâyeš, ârâyidan "to arrange, adorn," Mid.Pers. ârây-
ârâstan "to arrange, adorn;" O.Pers. rād- "to prepare," rās- "to be right, straight,
true," rāsta- "straight, true" (Mod.Pers. râst "straight, true"); Av. rāz- "to direct,
put in line, set," razan- "order;" Gk. oregein "to stretch out;" L. regere "to lead
straight, guide, rule," p.p. rectus "right, straight;" Skt. rji- "to make straight or right, arrange, decorate;" PIE base *reg- "move in a straight line;" see also → direct
.

متن فرهنگ ریشه شناختی ی ِ اخترشناسی و اخترفیزیک را در این نشانی بیابید و بخوانید:

گزارش کوته نوشتهای به کار رفته در روشنگری ی بالا و نیز پیشگفتار و فهرست خاستگاهها و پشتوانه های پژوهشی ی این فرهنگ را نیز می توانید در همین نشانی ببینید و بخوانید.

مجتبی ذوالفقاری
پنجم آذرماه یک هزار و سیصد و نود و دو
بازگفت از تارنمای ایران شناخت - استاد دکتر جلیل دوستخواه
۱ ديدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۸:۴۶
مجتبی ذوالفقاری


نشانی زیر دربردارنده ی مقاله ی هایی است که دکتر حیدری ملایری آنرا به زبان های پارسی-انگلیسی و فرانسه در تارسیت رسمی خود نشر داده است.

http://aramis.obspm.fr/~heydari/divers/

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۷:۴۲
مجتبی ذوالفقاری

پیشگفتار

گاهشمار ایرانی خورشیدی‌ست، و این ویژگی را دارد که در آن سال با دو گذر پیاپی پدیدار خورشید از هموگان (= اعتدال ⇐ پانوشت ۱) بهاری تعریف می‌شود. گاهشمار ایرانی بر نپاهش (= رصد ⇐ ۲)های اخترشناختی دقیق استوار است، و فزون بر‌این دارای راژمان (= سیستم ⇐ ۳) اندرهلی (= کبیسه ⇐ ۴) هوشمندانه‌ای است که آن را از همتای اروپایی‌اش، گاهشمار گرگوری، با اینکه جوانتر است، دقیقتر می‌کند. این گاهشمار پیشینه‌ای بس دراز دارد در فرهنگ ایرانی، و بویژه ژرفترین ریشه‌هایش به آیینهای زرتشتی می‌پیوندند. این مقاله بر آن نیست که به تاریخ مفصل گاهشماری در ایران بپردازد، زیرا پرسمانهای دیگری را فرا راه دارد. با این حال به کوتاهی کهنترین بنیادهای این گاهشمار را باز می‌نماید. خوانندگان علاقه‌مند می‌توانند به اثرهای دیگری چون تقی‌زاده (۱۹۳۸)، بیرشک (۱۳۷۳)، دانشنامه‌ی ایرانیکا، و عبد‌اللهی (۱۳۷۵) رجوع کنند. گاهشمار ایرانی کنونی زاییده‌ی اصلاحی است که به رهبری اخترشناس، ریاضیدان، و شاعر نامور عمر خیام (۱۰۴۸-۱۱۳۱ میلادی) در یکم فروردین ۴۵۸ هجری خورشیدی (۲۱ مارس ۱۰۷۹ میلادی ⇐ ۵) صورت گرفته است. از آنجا که این اصلاح به فرمان جلال‌الدین ملکشاه بوده، آن را گاهشمار جلالی می‌خواندند. دیسه‌ی کنونی آن، که با تغییرها‌یی در گاهشمار آغازین جلالی پدید آمده، در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ (۳۱ مارس ۱۹۲۵) به طور رسمی در مجلس شورای ملی به تصویب رسیده است.

دنباله ی این جستار را در اینجا بخوانید ...

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۷:۳۷
مجتبی ذوالفقاری

درباره‌ی ِ ریشه‌ی ِ واژه‌ی ِ عشق

پزوهشی از

دکتر محمد حیدری ملایری

در تارسیت(website) رسمی ایشان بخوانید :

۲ ديدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۶:۰۳
مجتبی ذوالفقاری


دکتر محمد حیدری ملایری ، اختر فیزیکدانِ نپاهشگاه پاریس

و

 دانشمند سرشناس جهانی در رشته ی اخترشناسی و اختر فیزیک

 

Mohammad Heydari-Malayeri :

 Astrophysicien et  Observatoire de Paris


دکتر محمد حیدری ملایری

 

دکتر محمد حیدری ملایری ، اختر فیزیکدانِ رصد خانه ی پاریس یکی از دانشمندانِ سرشناس جهانی در اخترشناسی و اختر فیزیک به شمار می رود . کشف هایش در زمینه ی ستارگانِ پُرجرم ( massive  ) ، یعنی ستارگانی که جرمشان دست کم 10 برابر از جرم خورشید بیشتر است ، شناخته ی متخصصانِ این رشته است .

دکتر محمد حیدری ملایری در سال 1326 در ملایر زاده شد و در خانواده ای فرهنگ دوست پرورش یافت . پدر بزرگِ مادری ایشان می توانست صدها بیت از حافظ ، فردوسی ، خیام و مولوی را از بربخواند و اگر بیتی را فراموش می کرد حتا اگر وسط شب بود همه ی اهل خانه را بیدار می کرد تا آن بیت را پیدا کنند . دکتر محمد حیدری ملایری از کودکی چنان  به داستان های شاهنامه علاقه پیدا کرده بود که پیش از رفتن به دبستان شعر های فردوسی را از بر می خواند . کلاس های اول و دوم دبستان را در ملایر گذراند و سپس با خانواده اش به تهران نقل مکان کرد .

وی در سال 1348 به دریافت لیسانس فیزیک از دانشکده ی علوم دانشگاه تهران موفق شد . سپس دو سال را در خدمت سربازی ( با درجه ی ستوان دوم وظیفه در رشته ی توپخانه ) گذرانید ، و سه سال هم در موسسه ی انتشارات فرانکلین به ویراستاری کتاب های مربوط به دانش فیزیک پرداخت ودر طی این مدت خود بیش از 10 کتاب فیزیک و اختر شناسی را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد .

در سال 1353 با بورس دولت فرانسه به پاریس رفت تا در رشته های اختر شناسی و اختر فیزیک مطالعه کند و موفق شد  تا در سال 1358 دکترای سیکل سوم و در سال 1362 دکترای دولتی را ، که بالاترین مدرک تحصیلی فرانسه به شمار می آید ، از دانشگاه پاریس اخذ نماید  . در سال 1359 با گذراندن کنکور ، موفق به دریافت پست رسمی « اختر شناس » در رصد خانه یا نپاهشگاهِ ( nepâhešgâh ) پاریس شد . 

در سال 1362 ، در جریان پژوهش برای تز دکترای خود ، به کشف جسم های ناشناخته ای در دو کهکشان همسایه ی ما ( که ابرهای ماژلان  Magellanic Clouds خوانده می شود ) نایل آمد . قبلا تصور می شد که این جسم ها ستاره اند ، ولی او نشان داد که در واقع میغ ها یا سحابی های ویژه ای هستند که توسط ستارگان پُرجرمِ نوزاد به وجود آمده اند . از آن زمان تا کنون بخش عمده ای از فعالیت های وی بر مطالعه ی این جسم ها متمرکز شده است و نتیجه های پژوهش هایش تا کنون در بیش از 100 مقاله ی علمی به چاپ رسیده اند .

دکتر حیدری ملایری رهبر گروهی از اختر فیزیکدانان بین المللی است که در باره ی پیدایش ستاره های پُرجرم و تاثیر این ستارگان بر محیط پیرامونشان مطالعه می کنند . به ویژه نتایج مطالعات و پژوهش های چند سال اخیر ایشان بر پایه داده هایی است که او با به کار بردن تلسکوپ فضایی هابل ، متعلق به سازمان ناسا (NASA ) ، به دست آورده است .

 

وی در سال 1364 با گذراندن کنکور به گروه اختر شناسان رصد خانه ی بزرگ اروپا (  ESO ) ، که در کشور شیلی در آمریکای جنوبی قرار دارد ، پیوست . اقامت ایشان و خانواده اش در شیلی به مدت 7 سال ، تا سال 1371 ، به طول انجامید . گفتنی است  در ضمن فعالیت های پژوهشی اش از 1367 تا 1370 ،   معاونت دپارتمان اختر شناسی رصد خانه اروپایی را هم به عهده داشت .

« جرم پیشینه یا ماکسیموم ستارگان »  یکی از نتایج مطالعات علمی  و جالب دکتر حیدری ملایری به شمار می رود . قبلا تصور می شد که ستارگان می توانند جرمی تا حدود 500 برابر جرم خورشید داشته باشند اما دکتر حیدری ملایری ثابت کرد که چنین ستاره هایی وجود ندارد و نشان داده است که ستاره های پُرجرم تر از 120 برابر جرم خورشید در واقع یک ستاره نیستند ، بلکه از گروهی ستاره ی کم جرم تر تشکیل شده اند که چون بسیار تنگاتنگ هم قرار گرفته اند و آنها را یک ستاره می پنداشته اند . این دستاورد پیامد های مهمی برای شناخت چگونگی به وجود آمدن ستارگان پُرجرم داشته است .

نتایج به دست آمده از مطالعات و پژوهش های دکتر حیدری ملایری بارها توسط اطلاعیه های علمی از سوی سازمان فضایی آمریکا (  NASA ) ، سازمان فضایی اروپا ( ESA ) ، مرکز پژوهش های علمی فرانسه ( CNRS ) ، و رصد خانه ی پاریس به آگاهی همگان رسانده شده  و در رسانه های گوناگون بازتاب جهانی یافته اند .

دکتر حیدری ملایری بارها مشاور علمی سازمان های گوناگون پژوهشی اختر شناسی اروپایی و آمریکایی بوده است و تا کنون رهبری پایان نامه ی دکترای اختر فیزیک چندین پژوهشگر اروپایی را بر عهده داشته است .

دکتر حیدری ملایری افزون بر اختر شناسی ، به زبان شناسی و تاریخ نیز دلبستگی دارد  و به ویژه در زبان شناسی تطبیقی و ریشه شناسی زبان های آریایی(هند – و - اروپایی) پژوهش بسیار کرده است . با زبان های پهلوی ، فارسی باستان ، اوستایی ، سنسکریت ، یونانی ، و لاتین آشنایی دارد ، و در باره ی در حدود 20 گویش زبان فارسی مطالعه کرده است . همچنین سال هاست که در باره ی راژمان(سیستم) ترم شناسی دانشی در زبان پارسی به پژوهش می پردازد . دستاورد این کوشش ها ، فراهم آوردن « فرهنگ ریشه شناختی اختر شناسی و اختر فیزیک » به زبان های انگلیسی – فرانسه – فارسی است.

برخی از مسولیت های دکتر حیدری ملایری :
مسئولیت ها و سمت های دکتر حیدری ملایری

مشاور علمی سازمان های گوناگون پژوهشی اختر شناسی اروپایی و آمریکایی

محقق گروه اختر شناسان رصد خانه ی بزرگ اروپا (  ESO ) ،در کشور شیلی  از  1367 تا 1370 

معاونت دپارتمان اختر شناسی رصد خانه اروپایی

رهبری تز دکترای اختر فیزیک  پژوهشگران اروپایی  

یکی از نتایج تحقیقات و کشفیات دکتر حیدری ملایری در علم اختر فیزیک

Nebula NGC 2080, nicknamed the ‘Ghost Head Nebula’

Credit: ESA, NASA, & Mohammad Heydari-Malayeri (Observatoire de Paris, France


۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۶:۰۱
مجتبی ذوالفقاری
به نام دادار هستی بخش
دوستان دانش پژوه درود و سلام
در این پیوست از تارنما برآنیم که به بررسی ساختار درایه های فرهنگ دکتر حیدری ملایری بپردازیم.

در این فرهنگ هر درایه با یک واژه ی انگلیسی و سپس برابر پارسی آن آغاز می شود.آوانوشت واژه های پارسی نیز در کنار آن آمده است.برای نمونه درآیه ی operate که امروزه آن را عملیات ترجمه می کنند بدین گونه آغاز می شود :
operate
  آپاریدن  
âpâridan

پس از این نوبت به واژه ی فرانسوی هریک از مفهوم ها می رسد :

Fr.: opérer

در نخستین خط پس از واژه های پارسی - انگلیسی - فرانسه با تعریف دانشی واژه برخورد می کنیم :  

To function or work; to make something function or work

 و پس از تعریف،ریشه شناسی واژه ی انگلیسی :

From L. operari "to work, labor," L. opus "a work, labor, exertion," Av. *āpah-, *apah- "to do, operate," see below," Skt. ápas- "work, action, religious act;" O.H.G. uoben "to start work, to practice, to honor;" Ger. üben "to exercise, practice;" Du. oefenen; O.E. æfnan "to perform, work, do," afol "power"); PIE base *op- "to work, perform

و سرانجام هر درآیه با ریشه شناسی برابرنهاد پارسی به پایان می رسد :

Âpâridan, from âpâr-, from Av. *āp(ah)- "to do, operate," as above, + suffix -ar (as in vadar- "weapon," zafar- "jaw," baēvar- "thousand," and so on), shifted to -âr, + -idan suffix of infinitives. The Av. *āpah- "to do, operate," is extant in Mod.Pers. xub "good;" Mid.Pers. hwp, xub "good;" from Av. huuāpah- "doing good work, masterly," from huu-, hv- "good" → eu- + āpah- "work, deed," hauuapanha- "creativity;" cf. Skt. sv-ápas- "doing good work, skillful;" PIE base *op-, as above


این فرهنگ در کنار آرمان ها و هدف های دانش گسترانه ی آن می تواند برای زبان پژوهانی که به زمینه ی ریشه شناسی واژه ها علاقه مندند نیز سودمند باشد.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۲:۴۶
مجتبی ذوالفقاری

آذرفرنبغ پسر فرخزاد؛ آذرباد پسر امید. کتاب سوم دین کرد، ترجمه‌ی فریدون فضیلت (۲ جلد)، انتشارات فرهنگ دهخدا، ۱۳۸۱
آذرنوش، آذرتاش. راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی (پیش از اسلام)، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۴
آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد. زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، نشر معین، تهران، ۱۳۷۳
آیوازیان (ترزیان)، ماریا. وام واژه های ایرانی میانه‌ی غربی در زبان ارمنی، مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۱
اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان. گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه (۲ جلد)، انتشارات مروارید، چاپ دهم، تهران ۱۳۸۴
ایران‌شناخت، یادنامه‌ی استاد ا. و. ویلیامز جکسن. بیست گفتار پژوهشی ایران شناختی، گزارش جلیل دوستخواه، انتشارات آگاه، تهران، ۱۳۸۴
بهار، مهرداد. اساطیر ایران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۲
بهار، مهرداد. واژه نامه‌ی بندهش. بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۴۵
بهار، مهرداد. واژه نامه‌ی گزیده های زاد اسپرم، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۱
بهرامی، احسان. فرهنگ واژه‌های اوستا، فارسی و انگلیسی (۴ جلد)، ویراستار فریدون جنیدی، بنیاد نیشابور، نشر بلخ، تهران، ۱۳۶۹
پور داود، ابراهیم. یادداشت های گاثاها (۱۳۳۶)، چ ۲، به کوشش بهرام فره وشی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۳ 

۱ ديدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۲:۳۰
مجتبی ذوالفقاری

چرایی این کار

فرهنگی که در پیش رو دارید مفهوم‌های کلاسیک و نیز پیشرفته‌ی اخترشناسی نوین را با به دست دادن تعریف‌های آنها باز می‌نماید. هدف این است که این فرهنگ اخترشناسان پیشه‌کار و همچنین اخترشناسان دوستکار (آماتور) را به کار آید. یک ویژگی برشمردنی این فرهنگ سه‌زبانه این است که ریشه‌شناسی واژه‌های انگلیسی و پارسی را نیز به دست می‌دهد. بنابراین داده‌های ریشه‌شناختی این اثر می‌توانند برای زبانشناسان نیز، بویژه آنان که به فرگشت زبان‌های هند-و-اروپایی و شاخه‌ی ایرانی آنها علاقه‌مندند، جالب باشند.

جدا از هدف‌های آموزشی و دانش‌گستری، یکی از آماج‌ها‌ی اصلی این کار ادای سهمی است به زبان پارسی از راه آفریدن فرهنگی جامع در اخترشناسی و اخترفیزیک که دربرگیرنده‌ی بیشترین و پیشرفته‌ترین مفهوم‌های این رشته‌ها باشد. گزینش اخترشناسی و اخترفیزیک زاییده‌ی این واقعیت است که اینها رشته‌های تخصصی داتار (مؤلف) هستند. اگر داتار زمین‌شناس، باستان‌شناس یا پژوهشگر در رشته‌ی دیگری می‌بود پروژه‌ی همانندی را در آن رشته پیش می‌گرفت. این فرهنگ بر گزاره‌های بنیادین زیر نهاده شده است:

دنباله ی این جستار را در اینجا بخوانید ...

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۲:۲۶
مجتبی ذوالفقاری

پروفسور محمد حیدری‌ملایری-
زبان پارسی، توانایی‌های ذاتی بسیاری دارد که تاکنون به کار نرفته‌اند. همچنین، چون زبانی است هندواروپایی و در روزگار کنونی، تقریباً همه‌ی مفهوم‌های علمی، فلسفی و فنی در این زبان‌ها، به ویژه انگلیسی، ساخته می‌شوند، پارسی می‌تواند از تجربه و روش‌های زبان‌های هندواروپایی استفاده کند. این را درباره‌ی زبان‌های دیگری چون عربی یا ترکی که ساختار دگرسانی دارند، نمی‌توان گفت، ولی پارسی ناتوانی‌ها و سستی‌هایی هم دارد که بهتر است نخست به آن‌ها اشاره‌ی کوتاهی بکنم.
در علم، شما با مفهوم‌های دقیق و صریح و عبارت‌های سرراست، سروکار دارید. چنین سُنتی در پارسی کمتر وجود داشته است. اگرچه دانشمندان ایرانی بزرگی چون ابوریحان بیرونی، ابن‌سینا و شاگردش جوزجانی، اسماعیل گرگانی (جرجانی)، خواجه نصیرالدین توسی و دیگران، آثاری علمی به زبان پارسی پدید آورده‌اند، اما اینان به نسبت اندک‌اند و در گذشته، پارسی بیشتر زبان شعر و ادبیات بوده است که در آن شاعر غزل‌سرا یا قصیده‌گو ترجیح می‌دهد، واژه‌های دوپهلو به کار ببرد تا چند حس و تصویر را با هم تداعی کند و بسا که معنا و مفهوم، دستخوش قافیه می‌شود. البته بازی با واژه‌ها برای چکامه‌سرایی خوشایند است، اما گریز از مفهوم‌ها و جمله‌های بی‌شُبهه در دانش‌های دقیق، نشدنی و طردکردنی است.

۰ ديدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۲:۱۱
مجتبی ذوالفقاری